Loading Posts...

سریال بوی توت فرنگی قسمت 25

سریال بوی توت فرنگی قسمت 25
سریال بوی توت فرنگی قسمت 25

سریال بوی توت فرنگی قسمت 25 دوبله فارسی


ادا در اتاق خود مانده و کسی را راه نمی‌دهد. سینان سعی دارد با او صحبت کند اما ادا جواب او را نمی‌دهد. کمی بعد، ولکان به خانه آمده و به بهانه حرف زدن با ادا به اتاق او می رود. ادا وقتی میبیند که ولکان نیز طرف سینان است ، با او نیز بحث میکند و میگوید که تا زمانی که سینان با الچین باشد، با او حرفی ندارد و باید بین آنها یکی را انتخاب کند. بوراک آسلی را به خانه میرساند. آسلی از او تشکر کرده و زودتر داخل می رود. آنها هر دو به لحظات خوشی که با یکدیگر گذرانده اند فکر می‌کنند. الچین به خانه نهاد رفته و ماجرای ادا را برای آنها تعریف کرده است. نهاد و سلدا ناراحت می شوند. نهاد یا سینان تماس میگیرد تا خبر بگیرد‌ و سینان با ناراحتی میگوید که ادا همچنان دلخور است و حاضر به حرف زدن نیست. آنها همگی به این فکر میکنند که چه کسی با آنها دشمنی داشته و چنین کاری کرده است. وقتی بوراک به خانه می رود، همه سر میز شام می روند. بخاطر ماجرای ادا، کسی به بوراک در مورد نبودن در شرکت چیزی نمی‌گوید. سلدا بحث نامزدی بوراک و چایلا را پیش میکشد و بوراک میگوید که بهتر است او و چایلا خودشان در این مورد تصمیم بگیرند. بعد از شام، چایلا و بوراک به حیاط می روند. چایلا بابت نبودن بوراک در شرکت با او بحث میکند و سپس بخاطر رفتارهای اخیرش از او گله میکند. او به بوراک در مورد نامزدی میگوید. بوراک به چایلا میگوید که بهتر است مدتی از یکدیگر دور باشند. چایلا از شنیدن این حرف شوکه می شود. آسلی که به حیاط آمده بود، آنها را از دور میبیند و حرفهای بوراک را می شنود. او با تصور اینکه بوراک بخاطر او چنین کاری کرده، در دلش خوشحال می شود. کمی بعد، چایلا و الچین به خانه می روند. سلدا به اتاق بوراک می رود و بابت نرفتن او به کلوپ با او بحث میکند. در خانه سینان، ولکان و سینان مشغول صحبت در مورد دشمنان خود هستند و می‌خواهند بدانند چه کسی این ضربه روحی را به ادا زده است. باشاک که از دوربین مخفی داخل عروسک در حال تماشای آنهاست و حرفهایشان را نیز می شنود، با پوزخند به آنها نگاه کرده و خطاب به سینان میگوید که نمی‌گذارد او و الچین ازدواج کنند. صبح روز بعد، روز تعطیل است و نهاد به سلدا پیشنهاد میدهد که سفر تفریحی بروند. آنها امل را نیز مرخص میکنند و او تصمیم می‌گیرد به خانه شکران برود. آسلی که قصد دارد بوراک را ببیند، نقاشی کشیدن و خلوت کردن را بهانه کرده و میگوید در خانه میماند. همه از خانه می روند و فقط اساس و بوراک میمانند.
0
HeartHeart
0
HahaHaha
0
LoveLove
0
WowWow
0
YayYay
0
SadSad
0
PoopPoop
0
AngryAngry
Voted Thanks!

Leave a Comment

Loading Posts...
برای تماشای سریالها کلیک کنید