Loading Posts...

سریال حلقه قسمت 36

سریال حلقه قسمت 36
سریال حلقه قسمت 36

سریال حلقه قسمت 36

جمال باید بمیره


جهانگیر متوجه می شود که از وقتی ایرم مرده هالیت دیگر به مطبش نرفته است. پس برای پیدا کردن او سری به خانه اش می زند اما هالیت در خانه هم نیست و جهانگیر از لابه لای کتاب های او عکس بیمارستانی به اسم زندگی تازه را پیدا می کند و احساس می کند که سال ها پیش در همان بیمارستان مدتی بستری بوده است. چائتای به زور تهدید از زیر زبان یکی از وکلای حلقه، حرف هایی در مورد برادر ناشناسش بیرون می کشد. وکیل مجبوری به او می گوید: «توی وصعیت نامه ی چنگیز خان از دو تا بچه صحبت شده که میراث بین اونا تقسیم میشه… چنگیز خان قبلا از ما میخواست که به حساب زنی ماهیانه پول واریز کنیم اما اون زن دو سال پیش مرد. او آدرس خانه ی قدیمی آن زن را به چائتای می دهد. چائتای به همراه مژده و اسکندر برای تحقیق سری به آن خانه می زند. اما چیزی دستگیرش نمی شود. در عوض یکی از نگهبان ها مخفیانه اطلاعاتی به مژده و اسکندر می دهد و می گوید: «توی این خونه قبلنا یه پیرزن بود که ما ازش مراقبت میکردیم. اجازه نمیدادیم کسی وارد اتاقش بشه. یه روز جهانگیر تپلی اومد اینجا و میخواست با زنه حرف بزنه اما نتونست چون نگهبان ها پیرزن رو از در پشتی فراری دادن. » اسکندر از نگهبان می خواهد که این موضوع را به چائتای نگوید. کان به خواست خودش در اتاق بازجویی با آلتان روبرو می شود و با نشان دادن کلید حلقه وانمود می کند که جزوی از آنهاست. آلتان هم بی خبر از این که بهار و مدیر در حال گوش دادن به حرف هایش هستند با کان در مورد ادامه دادن راه حلقه حرف می زند. مدیر با وجود شکی که به آلتان دارد به بهار و کان می گوید که بدون مدرکی محکم نمی توانند او را دستگیر کنند. آلتان هنگام خروج از اداره پلیس، پاکتی در ماشینش پیدا می کند که روی ان نوشته شده” جمال باید بمیره” او بلافاصله خود را به بیمارستان می رساند و دستگاه تنفس را از جمال جدا می کند. و بعد از آن که مطمئن شد او مرده است، کنار تختش می نشیند. ناگهان جمال از زیر ملافه اسلحه ای خارج می کند و آن را به سمت آلتان می گیرد. ماموران هم که از پیش منتظر این حرکت آلتان بوده اند، وارد اتاق می شوند و او را در حین ارتکاب جرم دستگیر می کنند. آلتان که شوکه شده چاره ای جز تسلیم شدن نمی بیند… ساعاتی پیش کان نامه ی دستور قتل جمال را در ماشین آلتان قرار داده و با هماهنگی جمال این نقشه ها را کشیده بود. تا مامورها بتوانند آلتان را دستگیر کنند. چائتای از طریق اسکایپ با پدرش صحبت می کند و به او می گوید که خیاط را تسلیمش خواهد کرد به شرطی که دیداری با هم داشته باشند. چنگیز از شرط و شروط گذاشتن چائتای خوشش نمی آید. با این حال ملاقات با او را قبول می کند. چنگیز رو به حمیرا که به او هشدار می دهد ممکن است تله ای در کار باشد، می گوید: «اولین بارم نیست که واسم تله میذارن. » روز بعد چنگیز خان به همراه وکیل هارچ به سمت محل قرار حرکت می کند و چائتای هم در ماشینش کنار اسکندر و خیاط نشسته و به خیاط اطمینان می دهد که او را به چنگیز خان نخواهد داد. اما برای راحت کردن خیال خیاط، چاقویی در دستان بسته اش قرار می دهد.
0
HeartHeart
0
HahaHaha
0
LoveLove
0
WowWow
0
YayYay
0
SadSad
0
PoopPoop
0
AngryAngry
Voted Thanks!

Leave a Comment

Loading Posts...
برای تماشای سریالها کلیک کنید