Loading Posts...

سریال حلقه قسمت 51

سریال حلقه قسمت 51
سریال حلقه قسمت 51

سریال حلقه قسمت 51

باید انتقام بگیرم، از کسایی که می شناسمشون


جهانگیر فیلم جدیدی برای روز مبادا ضبط می کند. او در فیلم می گوید: «کان، برادرم، اینو برای تو میگیرم تا اگه من نتونستم و موفق نشدم تو بدونی که چیشده… » او تمام چیزهایی که فهمیده را در تبلتش ضبط می کند و در مورد پدر واقعی اش می گوید: «پدرم ارن رو ایلحان تپلی که سال ها بابا صداش کردم و اسکندر اکای کشتن. فقط نمیدونم چرا از ارن پول میخواستن و چرا بچه شو دزدیدن! » گولای بعد از دیدن فیلم و شنیدن این که جهانگیر پسر حمیرا و ارن است، رو به ایلحان با داد و بیداد می گوید: «تو میدونستی جهانگیر پسر کیه؟! » ایلحان می گوید: «من خبر نداشتم. فقط میدونم حلقه یه بچه بهم داد. » آنها از فکر این که جهانگیر ممکن است در آینده چه فکری در موردشان بکند مضطرب و نگران می شوند. مدیر اردم وقتی می فهمد که آلتان هنوز زنده است، رو به جمال می گوید: «اگه اونا بخوان اینطوری با ما بازی کنن ما هم آروم نمیشینم. باید کارمون رو گسترش بدیم. جلسه ای میذارم و مسئولیت ها در مورد پرونده ی حلقه رو بیشتر میکنم. » جمال از شنیدن این حرف خوشحال می شود. مدیر اردم هنگام رفتن به جلسه مهمش سوار ماشین پلیس می شود اما راننده ی ماشین روحی قاتل است. جهانگیر در پارکی زیر درخت کنار مژده می نشیند. او در مورد چیزهایی که فهمیده زیاد با مژده حرف نمی زند اما می گوید: «فهمیدم که باید انتقام بگیرم. اونم از یه کسایی که میشناسمشون. » کان طبق ماموریتی که از طرف جمال دارد از در پشتی پنهانی، وارد سالن بوکس می شود تا آلتان را پیدا کند و او را تحویل پلیس دهد. او آلتان و چائتای را در حال گفت و گو می بیند. کمی بعد افرادی برای بردن چائتای به انجا می آیند. آنها کیسه ای روی سر چائتای می کشند و او را سوار ماشینی می کنند. آلتان که خیلی ترسیده پا به فرار می گذارد و کان مدتی ماشین او را تعقیب می کند اما در نهایت گمش می کند. از طرفی روحی سراغ وکیل هارچ هم می رود و کیسه ی سیاه را روی سرش می کشد و او را در همان ماشینی که چائتای در ان است می نشاند. جهانگیر در خانه اش از نورتن می پرسد: «موقع تولدم کنارم بودی؟ » نورتن که قبلا توسط گولای و ایلحان تهدید شده من و من کنان می گوید که به دنیا امدن او را با چشمان خودش دیده است. جهانگیر عصبی می شود و رو به او می گوید: «همه به من دروغ میگن. فکر میکردم تو فرق داری. اما تو هم مثل اونایی. دیگه نمیخوام اینجا باشی. وسایلتو جمع کن. » نورتن گریه می کند اما جهانگیر به اشک های او اهمیتی نمی دهد و در تصمیمش مصمم است. جمال که از ناپدید شدن مدیر بسیار نگران شده به بهار و کان می گوید که سریع باید مدیر اردم را پیدا کنند. جمال عکس روحی را به کان نشان می دهد و می گوید که هروقت در حلقه چشمش به او خورد خبر دهد. روحی وکیل هارچ و چائتای را به مکان پرت و دور افتاده ای می برد و آنها را با ریسش آلتمور روبرو می کند. آلتمور با لحن خاصی رو به چائتای که با کنجکاوی نگاهش می کند می گوید: «من رئیس بزرگ پدر توام. » او در جواب به این که چرا انها را به اینجا آورده می گوید: «سرنوشت فرزندم! سرنوشت یه رابط بین ضعیف و قویه. » آلتمور، وکیل هارچ و چائتای را مجبور می کند که همانجا قبری بکنند و خودش هم مدام سخنرانی های فلسفی می کند. بعد از حفر قبر، روحی مدیر اردم را از ماشین پیاده می کند و آلتمور در مورد او می گوید: «هرچی روحی بهش میگه بگو جاسوس پلیس تو حلقه کیه جواب نمیده. » مدیر می گوید: «به جای این که بازیچه ی انسان های پست بشم، بهتره با شرف بمیرم. » آلتمور به چائتای و وکیل هارچ دستور می دهد که مدیر را به قتل برسانند. هارچ چشمانش پر از اشک می شود و با بغض می گوید: «اما من نمیتونم.. » روحی خود وکیل هارچ را تهدید به مرگ می کند و او و چائتای را وادار می کند که به پلیس شلیک کنند. چائتای و وکیل هارچ به دستور آلتمور بعد از کشتن مدیر اسلحه هایشان را هم داخل قبر می اندازند و روی مدیر اردم خاک می ریزند. آلتمور به انها می گوید: «من قبلا به خاطر کارم آدم زیاد میکشتم. اما روشم رو عوض کردم. چون هر کشتنی یه ریسکه. شما نمیدونید به کجا اومدید. اما ممکنه یه روز گزارشی به دست پلیس برسه و اونا اینجارو پیدا کنن و شمارو دستگیر کنن. گفتم که روش کشتنمو عوض کردم. » جهانگیر که تمام مدت فکر و ذکرش درگیر است، سر میز شام رو به ایلحان و گولای می گوید: «نورتن رو اخراج کردم. چون بهم دروغ گفته بود. از این به بعد با هرکسی که بهم دروغ بگه، همین کارو میکنم و از زندگیم بیرونش میکنم. » گولای از این موضوع بسیار ناراحت می شود و همان شب با حمیرا قراری می گذارد و به او می گوید: «باید از پسرم دوری کنی وگرنه همه چیو واسه کان تعریف میکنم و اون وقت تو هم اونو از دست میدی.» حمیرا پیشنهاد گولای را قبول می کند.
0
HeartHeart
0
HahaHaha
0
LoveLove
0
WowWow
0
YayYay
0
SadSad
0
PoopPoop
0
AngryAngry
Voted Thanks!

Leave a Comment

Loading Posts...
برای تماشای سریالها کلیک کنید