Loading Posts...

سریال دکتر معجزه‌گر قسمت ۲۱

سریال دکتر معجزه‌گر قسمت 21
سریال دکتر معجزه‌گر قسمت 21

سریال دکتر معجزه‌گر قسمت ۲۱ دوبله فارسی

همیشه تو رو نزدیک خودم حس می‌کردم


وقتی تامر به اتاقش برمیگردد‌، مادرش از او میخواهد حاضر شود تا از بیمارستان بروند، اما تامر میگوید که نمیخواهد برود و میخواهد عمل شود. مادر او متعجب شده و از علی عصبانی می شود. علی به مادر تامر میگوید که تامر بیشتر به خاطر خوشحال کردن مادرش آواز میخواند و او نباید تامر را تحت فشار بگذارد. مادر تامر متاثر شده و به حرفهای علی فکر میکند. سپس به اتاق می رود و یا تامر صحبت میکند و متوجه می شود که حرف علی درست است. او در راهروی بیمارستان مادر آدم را می بیند که پشت در اتاق عمل منتظر است و وقتی می فهمد که مادر آدم فقط آرزوی زنده ماندن بچه اش را دارد و چیز دیگری برایش مهم نیست، او نیز به عمل تامر راضی می شود. در اتاق عمل، کار به مرحله حساس رسیده و فرمان و دمیر به شدت درگیر هستند.بعد از جراحی ، آنها منتظر می‌مانند تا قلب شروع به فعالیت کند، اما علایمی دیده نمی شود. آنها نا امید می شوند، اما ناگهان قلب شروع به تپیدن کرده و آنها خوشحال می شوند. فرمان از اتاق بیرون آمده و به مادر آدم میگوید که آدم شاید نتواند هرگز فوتبال بازی کند یا زندگی عادی داشته باشد،اما طبق آرزوی مادرش می‌تواند درس بخواند و بزرگ شود. مادر آدم با شنیدن این خبر خوشحال شده و اشک شوق می‌ریزد. نازلی به اصرار عادل پیش روانپزشک می رود. روانپزشک میگوید که او مشکل خاصی ندارد و میتواند در اتاق عمل حضور داشته باشد. نازلی بابت مرگ بیمار ناراحت است. علی او را دلداری داده و میگوید که باید برای رویایش که جراح بودن است بجنگد و حتما در جراحی تامر حضور داشته باشد. نازلی طبق حرفهای علی، از فرمان میخواهد که او جراحی را انجام دهد. فرمان قبول میکند و همچنین علی نیز به اصرار می خواهد که دستیار اول نازلی باشد. جراحی شروع شده و فرمان، ناظر جراحی نازلی و علی است. در حین عمل، علی متوجه می شود آنها میتوانند جراحی را طوری پیش ببرند که آسیبی به تارهای صوتی تامر وارد نشود. بعد از جراحی، علی این خبر خوش را به مادر تامر می دهد. مادر تامر خوشحال شده و از علی تشکر میکند و بخاطر رفتارش با او معذرت خواهی میکند. او بخاطر مصاحبه اش با خبرنگار ناراحت است و عذاب وجدان دارد. بعد از جراحی، بلیز از فرمان میخواهد که مصاحبه را انجام دهد. فرمان از او میخواهد که خودش مصاحبه کند. بلیز نیز از کیویلجیم میخواهد که با یکدیگر با خبرنگار صحبت کنند زیرا او نیز در این موفقیت دخیل بوده است. نازلی با خوشحالی پیش دمیر رفته و او را بغل میکند و تبریک میگوید. او میگوید که ماجرای بوسه او و آچلیا را فهمیده و آنها را دوست پسر پوست دختر میداند و سپس دمیر را شوهر خواهر خطاب میکند. دمیر شوکه شده و با حرص به آچلیا نگاه میکند. نازلی قبل از حرف زدن دمیر از پیش او می رود. دمیر بعد از چند روز بیخوابی، بالاخره مرخص شده و حاضر می شود تا به خانه برود. او از شدت خستگی در رختکن خوابش می برد. علی در حال رویا پردازی با نازلی است که ناگهان نازلی وارد اتاق می شود. علی با دیدن نازلی دوباره سکسکه اش میگیرد. او سعی دارد علت رفتارش را پنهان کند و چیزی از رویاپردازی به نازلی نمی‌گوید. سپس بیرون می رود. او هنگام رفتن به خانه، به یک سوپرمارکت می رود تا نوشابه بخرد که خوب بشود. همان لحظه یک دزد مسلح وارد مغازه‌ می شود.
۰
HeartHeart
0
HahaHaha
0
LoveLove
0
WowWow
0
YayYay
0
SadSad
0
PoopPoop
0
AngryAngry
Voted Thanks!

Leave a Comment

برای تماشای سریالها کلیک کنید