Loading Posts...

سریال دکتر معجزه‌گر قسمت ۲۸

برای تماشای سریال‌ها، کلیک کنید و عضو کانال تلگرامی مشکی‌مدیا شوید. بنا بر سلیقه خود، عضو هر کدام از کانال‌های پایین شوید:

مشکی زیرنویس

مشکی جم

مشکی جم‌سریز

مشکی دی‌دی‌تی‌وی

مشکی هندی

مشکی عربی

مشکی هالیوود

مشکیدو: سریال‌های ایرانی

مشکی ام‌بی‌سی‌پرشیا

سریال دکتر معجزه‌گر قسمت ۲۸ دوبله فارسی

من تو چشماش دیدم که نمی‌خواد اینجا باشی


عادل دم در خانه علی منتظر او ایستاده است. علی با دوچرخه‌ اش از راه می رسد. عادل از اینکه علی دوچرخه خریده متعجب می شود و او را سرزنش میکند. علی بی توجه به حرفهای عادل داخل می رود و عادل را دعوت نمیکند. عادل از رفتارهای علی تعجب میکند. علی با عصبانیت میگوید که فرمان او را به بخش پاتولوژی فرستاده است . سپس در را بسته و داخل می رود.
صبح وقتی که فرمان و بلیز به بیمارستان می آیند، عادل در لابی منتظر فرمان ایستاده است. فرمان تصور میکند که عادل میخواهد او را بخاطر فرستادن علی به بخش پاتولوژی دعوا کند، اما عادل میگوید که علی در تشخیص بیماری عالی است و در بخش پاتولوژی می‌تواند موفق باشد و زندگی همیشه آنطوری که ما می‌خواهیم پیش نمی رود و علی نیز باید این موضوع را درک کند .
علی به به پاتولوژی می رود و با ناراحتی و تردید از پشت شیشه داخل را نگاه میکند. دختری به نام دویگو در بخش پاتولوژی که منتظر علی بوده ای او استقبال میکند و محل کار او را نشان میدهد. علی با ناراحتی شروع به کار میکند.
فرمان به اتاق دکترها می رود و از دستیاران میخواهد برای ویزیت بیماران همراهش بیایند. نازلی سراغ علی را میگیرد و فرمان میگوید که علی دیگر آنجا کار نمیکند. نازلی ناراحت می شود. او و فرمان برای ویزیت دختری که هنگام ورزش سرگیجه گرفته‌ و دستهایش بی حس شده است. فرمان از نازلی میخواهد که از او ام ار آی بگیرد. نازلی فکرش درگیر علی است و بعد از معاینه دختر به بخش پاتولوژی می رود و علی را میبیند. او از علی میخواهد که با فرمان صحبت کند و او را راضی کند که دوباره به بخش جراحی برگردد‌.
بیک بیمار مجروح را که سرش زخمی شده به اورژانس می آورند. آن پسر با داد و فریاد اجازه نمی‌دهد کسی به او دست بزند. دمیر با دیدن وضعیت او جلو می رود و همه را از او دور میکند و میگوید که مشخص است او اوتیسم دارد و خودش میخواهد سر او را بخیه بزند.
فرمان به بهانه دادن پرونده بیمار برای گرفتن نتایج به پاتولوژی می رود تا علی را چک کند. دویگو به علی میگوید که مشخص است همه او را دوست دارند که از صبح مدام به او سر می زنند.
منشی پیش بلیز می آید و می‌گوید که هیئت مدیره گزارش مالی بیمارستان را می‌خواهند. کیویلجیم بلیز را می بیند و به او میگوید که به جای طفره رفتن از دادن گزارش مالی، با هم یک گزارش درست کنند و آن را تحویل بدهند. بلیز عصبی می شود اما کیویلجیم می‌گوید که او قصد کمک دارد و میخواهد که آنها آتش بس کنند و با هم همکاری کنند.
نازلی با دیدن نتیجه ام ار ای آن دختر متوجه می شود که او تومور دارد. او ناراحت شده و با فرمان این خبر را به دختر می دهند. آن دختر و همراهش شوکه می شوند.
نازلی با فرمان در مورد برگشتن علی به بخش جراحی صحبت میکند اما فرمان قبول نمیکند و میگوید این کار به نفع همه آنهاست.
علی نتیجه‌ آزمایش خون تن دختر را بررسی می‌کند و متوجه می شود که احتمال زیاد او تومور ندارد. او با خوشحالی میخواهد پیش نازلی برود و این خبر را بدهد. دویگو اجازه نمی‌دهد و میگوید او نباید مدام از بخش خودش بیرون برود.اما علی به بهانه استراحت بیرون آمده و پیش نازلی می رود و ماجرا را به او میگوید.

۰
HeartHeart
0
HahaHaha
0
LoveLove
0
WowWow
0
YayYay
0
SadSad
0
PoopPoop
0
AngryAngry
Voted Thanks!

Leave a Comment