Loading Posts...

سریال دکتر معجزه‌گر قسمت ۴۳

سریال دکتر معجزه‌گر قسمت 43
سریال دکتر معجزه‌گر قسمت 43
برای تماشای سریال‌ها، کلیک کنید و عضو کانال تلگرامی مشکی‌مدیا شوید. بنا بر سلیقه خود، عضو هر کدام از کانال‌های پایین شوید:

مشکی زیرنویس

مشکی جم

مشکی جم‌سریز

مشکی دی‌دی‌تی‌وی

مشکی هندی

مشکی عربی

مشکی هالیوود

مشکیدو: سریال‌های ایرانی

مشکی ام‌بی‌سی‌پرشیا


تانژو دکتر الا را پیش فرمان می برد تا با او آشنا کند و میگوید که دکتر الا برای کمک در جراحی بیمار خاصی که قلبش در شکم اوست آمده است. فرمان با طعنه میپرسد که چرا اخیرا همه بیماریهای خاص به بیمارستان آنها منتقل می شوند . او زیاد از دکتر الا خوشش نمی آید و حس رقابت با او دارد.
دکترها همگی به سمت بیمارستان آمده و نازلی و آچلیا میگویند که با هم برنامه سینما بگذارند. علی میگوید که او از شلوغی و سر و صدا خوشش نمی آید. آنها هر پیشنهادی که میدهند علی به خاطر شلوغی مخالفت میکند. هنگامی که آنها داخل بیمارستان می روند، کیویلجیم آنها را به اتاقش صدا می زند. او به همه خبر میدهد که فردا شب، شب خیریه بیمارستان است و دکترها و هیئت مدیره و اسپانسرها می آیند. او از همه میخواهد که برای فردا شب آماده باشند و به خودشان برسند و لباس شیک بپوشند. کیویلجیم فکر میکند که بلیز ناراحت شده است . او با بلیز صبحت میکند و میگوید که بیمارستان مشکل مالی دارد و مجبور به این کار هستند. اما بلیز با بی اعتنایی میگوید که برایش اهمیتی ندارد زیرا قصد ندارد به مراسم بیاید. کیویلجیم می‌گوید که او رییس بیمارستان است و باید حضور داشته باشد. بلیز میگوید نمیخواهد شخص خاصی را در مراسم ببیند. سپس می رود. کیویلجیم متوجه می شود که مشکل بین بلیز و فرمان جدی است.
علی به نازلی میگوید که نمی‌تواند به مراسم بیاید زیرا از شلوغی خوشش نمی آید. نازلی سعی دارد او را متقاعد کند.
فرمان و الا به اتاق پیش دستیارها رفته و فرمان، الا را معرفی میکند و سپس آنها همگی برای معاینه و دیدن بیماری که قلبش در شکم اوست، که دختری شانزده ساله به اسم گل است می روند. گل در شبکه اجتماعی خود مشغول توضیح دادن بیماری و جراحی خود است. مادر و برادر او نیز در اتاق هستند. گل با دکترها آشنا می شود و آنها قلب او را می بینند. فرمان میگوید که آنها بعد از بررسی آزمایشات به او خبر میدهند. گل نگران می شود که آنها نخواهند او را عمل کنند و میگوید که از این وضعیت خسته شده و نمی‌تواند از خانه بیرون برود و کسی را بغل کند. بیرون از اتاق، الا از اینکه فرمان به گل امیدواری نداده او را ملامت میکند. فرمان میگوید که این عمل ریسک دارد و آنها نمی‌توانند فقط به خاطر خوشحالی بیمار به او دروغ بگویند.
تانژو علی را صدا زده و میگوید که حتما باید در مراسم فردا شب حضور داشته باشد و هیچ عذری را نمی پذیرد.
فرمان در راهرو بلیز را می بیند. او به بلیز میگوید که فردا به مراسم برود زیرا خودش نمیخواهد برود و او خیالش راحت باشد.
آچلیا تصمیم دارد که برای فردا شب با دمیر در مراسم باشد تا با هم برقصند، اما دمیر او را مسخره میکند و طعنه می زند که قصد رقصیدن با او را ندارد. آچلیا ناراحت و عصبی می شود و با حرص می رود.
علی با ناراحتی به نازلی میگوید که تانژو او را مجبور کرده که فردا به مراسم بیاید و او باید لباس تهیه کند. دکترها به اتاق آمده و نتایج آزمایش گل را بررسی می‌کنند و متوجه می شوند که قلب او بزرگ شده و در قفسه سینه جا نمی شود. الا سعی دارد تسلیم نشود اما فرمان میگوید که در این صورت جراحی ممکن نیست. آنها به اتاق گل رفته و موضوع را می‌گویند. گل ناراحت شده و گریه میکند و میگوید که نیمتواند اینگونه به زندگی ادامه دهد‌ . علی درک نمیکند که زندگی بدون لمس کردن دیگران سخت باشد. الا با او در این مورد صحبت میکند و سعی دارد به او بفهماند که سخت است.
دکترها دوباره جمع شده و الا اصرار دارد که از طریق بزرگ کردن قفسه سینه قلب را در سینه جا دهند. فرمان حس میکند که الا در گذشته نتوانسته کسی را نجات دهد و برای همین حساس است.

۰
HeartHeart
0
HahaHaha
0
LoveLove
0
WowWow
0
YayYay
0
SadSad
0
PoopPoop
0
AngryAngry
Voted Thanks!

Leave a Comment