Loading Posts...

سریال روزگارانی در چوکوروا قسمت ۱۵۸

سریال روزگارانی در چوکوروا قسمت 158
سریال روزگارانی در چوکوروا قسمت 158
برای تماشای سریال‌ها، کلیک کنید و عضو کانال تلگرامی مشکی‌مدیا شوید. بنا بر سلیقه خود، عضو هر کدام از کانال‌های پایین شوید:

مشکی زیرنویس

مشکی جم

مشکی جم‌سریز

مشکی دی‌دی‌تی‌وی

مشکی هندی

مشکی عربی

مشکی هالیوود

مشکیدو: سریال‌های ایرانی

مشکی ام‌بی‌سی‌پرشیا


زلیخا از بیمارستان مرخص می شود و به همراه هولیا به خانه می رود. هولیا در اتاق او را به خاطر فرار با ایلماز دعوا میکند .‌زلیخا شوکه و عصبانی می شود و با او دعوا میکند و میگوید که متوجه تهمتی که می زند باشد. هولیا اهمیتی به زلیخا نمی‌دهد و از اتاق بیرون می رود.
در خانه خطیب، شرمین میگوید که هولیا او را تهدید کرده است که باید شهادت خود را پس بگیرد. خطیب به او میگوید که این بهترین فرصت است که از هولیا اخاذی کند و باعث بشود که او بخواهد زمین هایش را بفروشد و خطیب زمین ها را به قیمت پایین بخرد و اینگونه هر دوی آنها سود کنند. شرمین نیز این روش را منطقی میداند و قبول میکند.
شب در خانه تکین، بهیجه به مژگان میگوید که صبح یک خانم آمده و با تکین دعوا می‌کرد. مژگان میفهمد که منظور او هولیا بوده است. او سر میز شام علت آمدن و دعوای هولیا را از تکین می پرسد. تکین به بهیجه نگاه میکند و او میگوید که نگران و کنجکاو شده بود برای همین موضوع را از مژگان پرسیده بوده است و قصد دخالت نداشته است. تکین میگوید که هولیا به خاطر ناپدید شدن زلیخا آمده بود و ایلماز را مقصر میدانست.
دمیر در انفرادی است و مدام مادرش را صدا می زند و میخواهد او را ببیند.
تکین به سمت زمین اسبها رفته و با اسبش مشغول است. بهیجه پیش او می رود و سعی دارد علت دشمنی هولیا با ایلماز را بداند. تکین میگوید که همسر دمیر نامزد سابق ایلماز بوده و برای همین دشمنی دارند.
ایلماز در اتاق به مژگان میگوید که داستان واقعا چیزی بوده که تعریف کرده است و اگر او شکی دارد سوال کند. مژگان میگوید که او به چیزی شک ندارد زیرا شک کردن عشق را زیر سوال می برد و او چنین حسی ندارد و به ایلماز اطمینان دارد.
صبح زلیخا بیدار شده و با احساس درد، گولتن را صدا می زند. زنی به اسم نسرین داخل آمده و میگوید که از این به بعد او پرستار زلیخا داشت و کارهایش را انجام میدهد. زلیخا عصبی شده و هولیا داخل می آید و میگوید که نسرین از این به بعد از کنار او تکان نمی‌خورد زیرا او باردار است و باید مراقبش باشند ‌و خودش با کاری که کرده مسبب این قضیه است. زلیحاع به شدت عصبانی شده و میگوید که او فرار نکرده است اما هولیا اهمیتی به حرفهای او نمی‌دهد.
دوستان هولیا به خانه او می آیند تا بابت مریض شدن زلیخا سر سلامتی بدهند.‌ آنها بابت اینکه وضعیت مالی خانواده یامان زیاد خوب نیست غیر مستقیم به هولیا میگویند که حاضرند امسال جشن ختنه سوران خیریه را آنها برگزار کنند. هولیا قبول نمیکند و با آبرو داری میگوید که خودشان در حال تدارک مراسم هستند و هیچ مشکل مالی ندارند.
بعد از رفتن مهمانان، هولیا به ثانیه می سپارد تا تمام کارهای مربوط به ختنه بچه های کارگران را انجام دهد و امسال به جای پنجاه نفر، صد نفر را انتخاب کند تا آنها اقتدار خودشان را نشان دهند.
هولیا به شرکت می رود. شرمین به آنجا می آید و میگوید که در ازای پول حاضر است شهادت خود را پس بگیرد. هولیا میگوید که آنها هفتصد هزار لیری که شرمین به آنها بدهکار بود را می بخشند. شرمین میگوید که علاوه بر آن باید یک میلیون لیر به او بدهند. هولیا شوکه شده و میگوید چنین چیزی امکان ندارد. شرمین میگوید که او نیز اقدامی نمیکند. هولیا به ناچار قبول میکند.
بعد از رفتن شرمین، هولیا وکیل را صدا زده و از او میخواهد که زمین هایشان را برای فروش بگذارد و کسی نیز ماجرا را نفهمد.

۰
HeartHeart
0
HahaHaha
0
LoveLove
0
WowWow
0
YayYay
0
SadSad
0
PoopPoop
0
AngryAngry
Voted Thanks!

Leave a Comment