Loading Posts...

سریال زمهریر / زمستان سخت قسمت 19

سریال زمهریر / زمستان سخت قسمت 19
سریال زمهریر / زمستان سخت قسمت 19

سریال زمهریر / زمستان سخت قسمت 19

من می‌دونم کی هستی


فیلیز برای آموزش درس به پسر مهوش، کورهان به خانه ارتان آمده است. فیلیز از کورهان خوشش می آید و سعی دارد برای او جلب توجه کند. در شرکت، آیاز متوجه آمدن هالوک می شود. او سریع فیروزه را پشت دیوار پنهان میکند تا هالوک او را نبیند. هالوک به وکیل ارتان توضیح میدهد که روز گذشته، وکیل یاشار پینار دم خانه آنها آمده و گفته است که از واقعیت خبر دارد و او را تهدید کرده است. ارتان متوجه قضیه شده و مطمئن می شود که فیروزه این کار را کرده است. او قصد دارد این قضیه را ثابت کند. برای همین کمی بعد به اتاق فیروزه می رود و از او میخواهد که برای خرید کیف و لباس گران قیمت به مرکز خرید برود. وقتی فیروزه خرید کرده و برمیگردد، ارتان به او میگوید که باید همراه او به خانه یاشار پینار برود. فیروزه شوکه شده و میگوید که نمی‌تواند ناراحتی و غم خانواده های کارگر حادثه اخیر را تحمل کند. با این حال، ارتان مثل همیشه او را مجبور می‌کند که همراهش برود. فیروزه با عالیه تماس میگیرد و عالیه به دروغ میگوید که در خانه مشتری مشغول نظافت است، زیرا نمیخواهد فیروزه متوجه بیکار شدن او بشود. فیروزه با فاروق نیز تماس میگیرد. فاروق که همان لحظه در خیابان سودا را دیده است و شوکه شده، به فیروزه میگوید که تا شب خانه نمی آید. الوان نیز میگوید که در مدرسه است. فیروزه با خیال راحت از اینکه کسی خانه نیست سوار ماشین ارتان شده و به سمت خانه می روند. براق چمدان خود را جمع کرده و به ایجلال میگوید که دیگر آنجا نمیماند و به خانه آیاز خواهد رفت.او سپس پیش آیاز می رود و میگوید که خانه را ترک کرده و میخواهد به خانه آنها بیاید. آیاز شوکه شده اما نمی‌تواند مانع براق شود. وقتی آنها به خانه می رسند، براق با دیدن مادرش در خانه پیش صفیه شوکه می شود. ایجلال میگوید که برای معذرت خواهی آمده است. در نهایت از براق میخواهد که همراه او به خانه برگردد. ارتان و فیروزه دم خانه عالیه می رسند. فیروزه در می زند و وقتی عالیه در را باز میکند، شوکه می شود. او سریع شروع به احوالپرسی و معرفی رسمی میکند تا به عالیه بفهماند که نقش بازی کند. عالیه منظور فیروزه را متوجه شده و چیزی به رویش نمی آورد. آنها داخل می روند. عالیه سریع عکس فیروزه را جمع میکند تا ارتان نبیند. عالیه به ارتان میگوید که به کمک مالی او احتیاج ندارند و از او کار میخواهد. ارتان نیز قبول میکند تا به او کار بدهد. هنگام برگشت ارتان و فیروزه، مهوش یک فیلم از روز حادثه آسانسور برای ارتان ارسال میکند که داخل جمیعت، فیروزه نیز حضور دارد. ارتان که دیگر از هویت فیروزه مطمئن شده است، او را به لبه پرتگاهی می برد و پیاده میکند. سپس از داستان دختری به او میگوید که عاشقش بوده و آن دختر از همین پرتگاه خودش را پایین انداخته است. او فیروزه را به سمت پرتگاه می برد و به سمت پایین هول میدهد.
0
HeartHeart
0
HahaHaha
0
LoveLove
0
WowWow
0
YayYay
0
SadSad
0
PoopPoop
0
AngryAngry
Voted Thanks!

Leave a Comment

Loading Posts...
برای تماشای سریالها کلیک کنید