Loading Posts...

سریال سیب ممنوعه قسمت 231

سریال سیب ممنوعه قسمت 231 دوبله فارسی

ازت می‌خوام دوباره با من ازدواج کنی


هالیت دوباره ثروتمند شده ‌ و یک ویلای بزرگ و مجلل دیگری نزدیک دریا گرفته است. بچه ها از این قضیه خوشحال هستند. هالیت، ییلدیز را به ویلای جدید خود دعوت میکند تا او را سوپرایز کند. ییلدیز از دیدن خانه جدید غافلگیر شده ‌و از آن خوشش می آید. هالیت میگوید که تمام خاطرات بد را در خانه قبلی گذاشته و برای همین خانه را عوض کرده تا شروع جدیدی داشته باشند. هالیت با ییلدیز در حیاط نشسته و بی مقدمه، از او میخواهد که دوباره با او ازدواج کند. ییلدیز شوکه شده و سپس میگوید که آنها یک بار شانس خود را امتحان کرده و در زندگی مشترک مناسب نبوده اند و بهتر است همین رابطه دوری و دوستی را ادامه دهند. ییلدیز به خانه آمده و در مورد پیشنهاد هالیت به آسمان میگوید. آسمان که با پولدار شدن هالیت، دوباره طرفدار او شده است، از ییلدیز میخواهد که حماقت نکند و دوباره به هالیت برگردد، زیرا این برای پسرشان نیز بهتر است و آینده خود او نیز تضمین خواهد شد و نباید به موقعیت حاضر خود بسنده کند. با این حال ییلدیز زیر بار نمی رود و از زندگی خود بدون شوهر راضی است. شاهیکا که از برگشت هالیت به شرکت عصبی است، نگران موقعیت خود است و سعی در تحکیم موقعیت خود دارد. او میداند که به زودی وضعیت تغییر کرده و بخاطر آمدن هالیت دچار مشکل می شود و دیگر ابهت سابق را در شرکت ندارد. هالیت با اندر در رستوران قرار گذاشته و به او میگوید که بخاطر کمکهای او در شرایط سابقش، از او میخواهد که از این به بعد دست راست او در شرکت باشد. اندر که منتظر این لحظه بود و بخاطر همین پیشنهاد، خودش را به هالیت نزدیک کرده بود، خوشحال می شود. کریم در شرکت به اتاق شاهیکا می رود. شاهیکا از خونسرد بودن او بخاطر اتفاقات اخیر عصبی می شود و به او هشدار میدهد که اگر به جایگاه او خدشه ای وارد شود، کریم نیز از شرکت اخراج خواهد شد، زیرا هالیت او را از افراد شاهیکا میداند. کریم که در واقع نقشه هایی در سر دارد و خودش را از قبل به هالیت نزدیک کرده است، نگران چیزی نیست. شاهیکا و ییعیت در خانه تنها هستند. کمی بعد، حال ییعیت بد شده و شاهیکا او را به بیمارستان می برد. او به کایا و اندر نیز خبر میدهد. در بیمارستان، اندر با تصور اینکه شاهیکا ییعیت را مسموم کرده است ، با او دعوا میکند ، اما شاهیکا میگوید که چنین کاری نکرده و از اندر ناراحت می شود. شب، ییلدیز برای قرار کاری با بولنت به رستوران می رود. بولنت از قبل با کریم هماهنگ کرده و کمی بعد، کریم وارد رستوران می شود. ییلدیز با دیدن کریم حرصش گرفته از بولنت بابت این کار گلایه میکند. بولنت به بهانه مشکلی در خانه، آنها را ترک کرده و ییلدیز و کریم تنها می شوند. ییلدیز که در واقع از کریم خوشش آمده، با او همکلام شده و آنها شام را با یکدیگر می خورند.
0
HeartHeart
0
HahaHaha
0
LoveLove
0
WowWow
0
YayYay
0
SadSad
0
PoopPoop
0
AngryAngry
Voted Thanks!

Leave a Comment

Loading Posts...
برای تماشای سریالها کلیک کنید