Loading Posts...

سریال سیب ممنوعه قسمت 236

سریال سیب ممنوعه قسمت 236
سریال سیب ممنوعه قسمت 236

سریال سیب ممنوعه قسمت 236 دوبله فارسی

لیلا، با من ازدواج می‌کنی؟


اندر به اتاق شاهیکا رفته و بخاطر کار او با او بحث میکند و سپس از او میخواهد که مقابل کایا، به ظاهر با یکدیگر توافق کنند تا بتوانند دل او را به دست بیاورند. زیرا کایا از شاهیکا نیز عصبانی است و هر دوی آنها را مقصر می‌داند. شاهیکا که کایا برایش خیلی ارزشمند است، بخاطر رضایت او حاضر به انجام هرکاری است و برای همین پیشنهاد اندر را قبول میکند. آنها سر میز صبحانه، به کایا میگویند که تصمیم گرفته اند خصومت را کنار گذاشته و با یکدیگر کاری نداشته باشند. اندر برای اینکه شاهیکا را ضایع کند، با جانر نقشه میکشد تا او تاریخ تولد کریم را در سیستم شرکت تغییر دهد و سپس سعی میکنند به شاهیکا بفهمانند که تولد کریم و جانر در یک روز است، و میخواهند او را نیز سوپرایز کنند. شاهیکا حرفهای جانر و اندر را پنهانی می شنود و تصمیم می‌گیرد خودش زودتر کریم را غافلگیر کند. او سفارش کیک و کادوی گرانقیمت داده و در شرکت به همراه چند نفر از اعضای شرکت در اتاق منتظر کریم هستند. وقتی کریم به اتاق می آید، متعجب شده و میگوید که امروز تولد او نیست. شاهیکا به شدت ضایع شده و خجالت زده می شود. همه از اتاق بیرون می روند. کریم به شاهیکا میگوید که نمی‌تواند هدیه گرانقیمت او را بپذیرد و سپس بیرون می آید. شاهیکا با عصبانیت با منشی که تاریخ را به او اشتباه گفته است بحث میکند. اندر از اینکه شاهیکا را خراب کرده است خوشحال می شود، اما شاهیکا خبر نداد که اندر این نقشه را کشیده است. ییلدیز که میبیند از کریم خبری نشده، و نگران تصور او بخاطر شنیدن جمله عاشق شدن ییلدیز است، به بهانه پیام اشتباهی، به کریم پیام میدهد. کریم متوجه عمدی بودن پیام شده و به ییلدیز طعنه می زند، سپس با او قرار میگذارد. کمال به خانه ییلدیز می رود و ییلدیز سعی دارد به او نیز بخاطر شنیدن حرفهایش در مورد عاشق شدن، مثل هالیت دروغ بگوید و در مورد عنوان یک کتاب با این اسم صحبت میکند، اما کریم حرف او را باور نکرده و به او طعنه می زند. سپس به اصرار از ییلدیز میخواهد که یا یکدیگر برای خرید آن کتاب بیرون بروند. ییلدیز هول شده و مجبور می شود همراه کریم برود. کریم به جای کتابفروشی، ییلدیز را به رستوران برده و نهار را با یکدیگر می خورند. ییعیت به کمک جانر و زهرا در یک رستوران، به لیلا پیشنهاد ازدواج میدهد. آنها همه جا را تزیین کرده و کسی جز آنها داخل رستوران نیست. لیلا غافلگیر شده و با خوشحالی پیشنهاد ازدواج ییعیت را قبول میکند.
0
HeartHeart
0
HahaHaha
0
LoveLove
0
WowWow
0
YayYay
0
SadSad
0
PoopPoop
0
AngryAngry
Voted Thanks!

Leave a Comment

Loading Posts...
برای تماشای سریالها کلیک کنید