Loading Posts...

سریال سیب ممنوعه قسمت ۲۴۵

سریال سیب ممنوعه قسمت 245
سریال سیب ممنوعه قسمت 245

سریال سیب ممنوعه قسمت ۲۴۵ دوبله فارسی

شاهیکا همه چیز رو به اریم گفته


شاهیکا ابتدا قصد دارد عکسهای ییلدیز و کریم را پیش هالیت ببرد، اما منصرف شده و تصمیم می‌گیرد در فرصت مناسبی از عکسها استفاده کند. اندر به اتاق هالیت می رود و در مورد واگذار نکردن سهام ها به او توضیح میدهد. هالیت میگوید که خودش از قبل توسط وکیلش متوجه این قضیه شده بود. اندر نگران واکنش اریم است. هالیت میگوید که اریم نیز متوجه شده است، زیرا شاهیکا به آنجا امده و به اریم ماجرا را گفته است. اندر از شاهیکا عصبانی شده و میگوید که خودش به خانه می رود تا با اریم صبحت کند. اریم از اندر به شدت ناراحت است و اندر سعی دارد او را قانع کند و بابت کارش از او معذرت خواهی میکند. ییلدیز که متوجه ناراحتی اندر شده، او را به حیاط می برد تا با او صحبت کند. اندر ماجرا را توضیح میدهد و ییلدیز برای اینکه اندر و کایا آشتی کنند، پیشنهاد میدهد که شب آنها را به خانه دعوت کنند تا با یکدیگر رو در رو شوند. در شرکت، مرت و کریم در مورد گرفتن حق امضای شرکت صحبت میکنند. مرت به کریم میگوید که باید زودتر کارشان را شروع کنند، اما کریم میگوید که آنها باید در مقابل فردی مثل هالیت محتاط باشند، زیرا کلاهبرداری از او کار راحتی نیست. مرت همچنان تصور میکند که کریم بخاطر ییلدیز، این مسأله را کش میدهد. لیلا پیش ییعیت می رود تا با یکدیگر کیک عروسی را انتخاب کنند. ییعیت با ناراحتی میگوید که مشکلات خانوادگی برای آنها پیش آمده و از لیلا میخواهد که مراسم نامزدی را به تاخیر بیندازند. لیلا ناراحت شده اما شرایط را درک میکند. ییلدیز به شرکت می رود.‌او ابتدا به اتاق مرت می رود و در مورد پولهایی که برای سرمایه‌گذاری به او داده است صحبت میکند و مرت به او اطمینان میدهد که مشکلی پیش نخواهد آمد. ییلدیز دوباره به او می‌سپارد که کسی متوجه این قضیه نشود. وقتی او از اتاق بیرون می آید، کریم او را می‌بیند و نسبت به این قضیه کنجکاو می شود. مرت میگوید که ییلدیز برای سر زدن پیش او آمده بود، اما کریم این حرکت را درک نمیکند. در هتل، کایا با ییعیت صحبت کرده و از او میخواهد که اندر را تنها نگذارد و به خانه برود، زیرا در هر صورت اندر مادر اوست. ییلدیز به اتاق اندر می رود و میگوید که بهتر است طی نقشه اش، شب او و کایا را در خانه با هم رو به رو کنند تا آنها آشتی کنند. او میگوید که هر دو را برای شام به خانه دعوت میکند. اندر نیز با نا امیدی قبول میکند.
۰
HeartHeart
0
HahaHaha
0
LoveLove
0
WowWow
0
YayYay
0
SadSad
0
PoopPoop
0
AngryAngry
Voted Thanks!

Leave a Comment

برای تماشای سریالها کلیک کنید