Loading Posts...

سریال سیب ممنوعه قسمت ۲۶۸

سریال سیب ممنوعه قسمت 268
سریال سیب ممنوعه قسمت 268

سریال سیب ممنوعه قسمت ۲۶۸ دوبله فارسی

ییلدیز معشوقه پدرته!


وکیل هالیت برای ییلدیز و آسمان خانه ای میگیرد. آنها به برج جدید نقل مکان می کنند. ییلدیز که همچنان فکرش پیش چاتای است، از جانر میخواهد باز هم آمار او را در بیاورد. جانر با کلافگی قبول میکند و ییلدیز قول می‌دهد که بار آخر باشد و در غیر این صورت تقدیرش را می پذیرد. آنها آدرس باشگاه ورزشی چاتای را پیدا می‌کنند و به بهانه ورزش به آنجا می روند، اما متوجه می شوند که چاتای تمرینش تمام شده و رفته است. ییلدیز نا امید شده و به خانه برمی‌گردد. روز بعد، وقتی ییلدیز از خرید به خانه برمی‌گردد، آسانسور خراب شده و مجبور می شود با پله بالا برود. او طبقات را اشتباه کرده و به طبقه دیگری می رود و سعی دارد با کلید در را باز کند. همان لحظه چاتای در را باز کرده و ییلدیز با دیدن او شوکه می شود. او متوجه می شود که چاتای همسایه آنهاست و از این بابت خیلی خوشحال می شود. سپس خودش را به چاتای معرفی میکند. وقتی که ییلدیز به خانه می رود با ذوق و خوشحالی ماجرا را برای آسمان تعریف میکند. روز بعد ییلدیز میخواهد هالیت جان را به حمام ببرد،اما آب خانه آنها قطع می شود. او با عصبانیت به لابی رفته و با نگهبان در این مورد صحبت میکند. نگهبان میگوید که درست کردن قطعی آب آنها تا شب طول می کشد. همان لحظه چاتای که از آنجا رد می شود، با شنیدن ماجرا به ییلدیز پیشنهاد می دهد که از حمام خانه او برای حمام کردن بچه استفاده کند. ییلدیز از این پیشنهاد استقبال کرده و با هالیت جان به خانه چاتای می رود و بچه را حمام میکند و سپس می رود. خدمتکار خانه چاتای با دیدن ییلدیز در خانه، تصور میکند که او دوست دختر چاتای است و به مادر چاتای خبر میدهد. مادر او از اینکه چاتای با کسی در ارتباط است که او بچه ای دارد و شاید ممکن باشد که بچه از چاتای باشد نگران شده و سعی دارد از ماجرا سر در بیاورد. او از خدمتکار میخواهد تمام خانه را بگردد اما آنها چیزی از دوست دختر چاتای در خانه پیدا نمی‌کنند. ییلدیز در روزهای بعد به هر بهانه ای سعی میکند به چاتای نزدیک شود اما چاتای که دوست دختر دارد به او اهمیت نمی‌دهد. مدتی بعد، چاتای از دوست دخترش جدا می شود و ییلدیز با فهمیدن این قضیه خوشحال می شود. حسن علی که پدر چاتای است، با او تماس میگیرد و به او خبر میدهد که به استانبول آمده است و به او پیشنهاد میدهد که در شرکت او مشغول به کار شود. چاتای از این قضیه عصبی شده و ذهنش درگیر می شود. شاهیکا و اندر و مرت به شرکت جدید نقل مکان میکنند. مرت بعد از کمی فکر کردن تصمیم می‌گیرد با شاهیکا برای نقشه اش همکاری کند‌. ییلدیز به شرکت جدید می رود تا از وضعیت سهام هالیت جان خبردار شود. او به اتاق حسن علی رفته و با او آشنا می شود. مادر چاتای،فریده، که زن سابق حسن علی است،وقتی می فهمد که حسن علی به استانبول آمده، عصبانی می شود و به شرکت او می رود تا با او دعوا کند و از او بخواهد که به چاتای نزدیک نشود. او با دیدن ییلدیز در اتاق چاتای، تصور میکند که ییلدیز معشوقه اوست. شب، ییلدیز به بهانه ای دم خانه چاتای می رود. فریده که در خانه چاتای است، با دیدن ییلدیز شوکه شده و به چاتای میگوید که این دختر معشوقه پدر اوست.
۰
HeartHeart
0
HahaHaha
0
LoveLove
0
WowWow
0
YayYay
0
SadSad
0
PoopPoop
0
AngryAngry
Voted Thanks!

Leave a Comment

برای تماشای سریالها کلیک کنید