Loading Posts...

سریال سیب ممنوعه قسمت ۲۶۹

سریال سیب ممنوعه قسمت ۲۶۹ دوبله فارسی

یه سورپرایز برات دارم


ییلدیز از حرف فریده شوکه و عصبی می شود و با او برخورد میکند. چاتای سعی دارد آنها را آرام کند و ییلدیز را به خانه می فرستد. ییلدیز ماجرا را به آسمان میگوید‌ . آسمان عصبانی شده و دم خانه چاتای می رود و او نیز با فریده دعوا میکند و میگوید که کسی حق ندارد به دختر او تهمت بزند. بعد از رفتن آنها، چاتای از برخورد فریده گله میکند. فریده میگوید که ییلدیز به دنبال ازدواج با او یا حسن علی است و هر دو را زیر نظر گرفته تا بتواند یکی از آنها را تور کند. چاتای چنین چیزی را انکار کرده و میگوید که ییلدیز دوست اوست و دختر خوبی است. صبح روز بعد ییلدیز با چاتای تماس میگیرد و میگوید که حرفهای مادر او درست نیست و او ارتباطی با حسن علی ندارد و بخاطر شراکت او با شوهر سابقش به شرکت رفته بوده است. چاتای حرف او را باور دارد و میگوید که موضوع را جدی نگیرد. اندر باید یک پرونده هنری خیریه پیش حسن علی می رود و از او میخواهد که آن پروژه شرکت کنند تا پرستیژ شرکتشان بالا برود. حسن علی با این قضیه مخالف است و میگوید که آنها خودشان پرستیژ دارند و احتیاجی به خیریه هنری نیست. اندر از او حرصش میگیرد. ییلدیز و آسمان تصمیم میگیرند به شرکت بروند تا در مورد اتفاق شب گذشته با حسن علی صحبت کنند. آسمان با دیدن حسن علی از او خوشش آمده و سعی میکند جلب توجه کند. ییلدیز متوجه رفتارهای عجیب مادرش می شود. آنها ماجرا را تعریف کرده و حسن علی از برخورد بیجای فریده ناراحت شده و از آنها معذرت خواهی میکند. بعد از رفتن آنها، حسن علی با چاتای تماس میگیرد اما او جواب نمی‌دهد. حسن علی از سدایی میخواهد که با گولر،خواهر فریده تماس بگیرد و بابت این کار او هشدار دهد. شاهیکا پیش مرت می رود و از او میخواهد که هرچه سریع تر نقشه شان را شروع کنند ، اما مرت از عجله شاهیکا متعجب شده و میگوید که فعلا قصد انجام کاری ندارد. شاهیکا از این برخورد مرت حرصش میگیرد و ترجیح میدهد او را از میان بردارد. او پیش حسن علی می رود و از مرت بدگویی کرده و میگوید که او مورد اعتماد نیست. کمی بعد، مرت نیز که به شاهیکا مشکوک است، پیش حسن علی می رود و از او بدگویی میکند. حسن علی متوجه مشکل بین آنها شده و تصمیم میگیرد آنها را رو در رو کند و از آنها میخواهد که با یکدیگر حرف زده و مشکلاتشان را حل کنند سپس از اتاق بیرون می رود. مرت و شاهیکا یا یکدیگر بحث میکنند و سپس بی نتیجه بیرون می روند. ییلدیز و آسمان تصمیم میگیرند که حسن علی و چاتای را به خانه دعوت کرده آنها را رو در رو کنند. زهرا به خانه ییلدیز می رود و او و آسمان در مورد کار صحبت کرده و تصمیم میگیرند که پنهانی با یکدیگر مغازه ای باز کنند تا بیکار نباشند. آنها بیرون رفته و یک مغازه را می پسندند و آسمان زهرا را قانع میکند تا آنجا را اجاره کند. زهرا که به آووکادو علاقه دارد، میگوید که قصد دارد اولین بار آووکادو را باز کند و فقط محصولات مرتبط با آووکادو را بفروشد. آسمان سپس به شرکت می رود تا از حسن علی دعوت کند. حسن علی که در حال انتخاب ساعت است، ساعت‌ها را نشان داده و میگوید که برای کسی میخواهد هدیه بگیرد. آسمان در انتخاب ساعت به او کمک میکند و حس میکند که حسن علی برای او ساعت می خرد و دل دلش خوشحال می شود. ییلدیز و جانر و امیر با یکدیگر یک خشک‌شویی با اسم هالیت جان باز کرده و آنجا را اداره می‌کنند. شب، ییلدیز دم خانه چاتای رفته و از او میخواهد به خانه شان بیاید. او میگوید که برای چاتای سوپرایز دارد اما در نهایت از چاتای میخواهد که او دلگیر نشود زیرا کاری کرده که او خوشش نمی آید.
۰
HeartHeart
0
HahaHaha
0
LoveLove
0
WowWow
0
YayYay
0
SadSad
0
PoopPoop
0
AngryAngry
Voted Thanks!

Leave a Comment

برای تماشای سریالها کلیک کنید