Loading Posts...

سریال عشق از نو قسمت ۸۱

سریال عشق از نو قسمت 81
سریال عشق از نو قسمت 81
برای تماشای سریال‌ها، کلیک کنید و عضو کانال تلگرامی مشکی‌مدیا شوید. بنا بر سلیقه خود، عضو هر کدام از کانال‌های پایین شوید:

مشکی زیرنویس

مشکی جم

مشکی جم‌سریز

مشکی دی‌دی‌تی‌وی

مشکی هندی

مشکی عربی

مشکی هالیوود

مشکیدو: سریال‌های ایرانی

مشکی ام‌بی‌سی‌پرشیا


همه از اینکه زینب به فاتح سیلی می زند شوکه می شوند. فاتح با عصبانیت خانه را ترک میکند. سلین دنبال او می رود و علت مشکل فاتح و زینب را میپرسد. فاتح که عصبانی است، جواب درستی نمی‌دهد. او میگوید که حماقت کرده و با رفتارهایش باعث شده تا زینب به خودش اجازه بدهد که چنین برخوردی داشته باشد.
در خانه، شوکت با زینب برخورد کرده و به خاطر رفتارش با فاتح او را سرزنش میکند و علت مشکلش را می پرسد. زینب میگوید که او از فاتح متنفر شده است. شوکت میگوید که آنها تازه دیروز عروسی کرده اند و چطور چنین چیزی ممکن است. زینب میگوید که فاتح آنطور که نشان میدهد نیست و آدم بدی است. همه در خانه در مورد مشکل فاتح و زینب صحبت میکنند. زینب با کلافگی به اتاق می رود.
ارتان به خانه واحد می رود. واحد از او در مورد زینب می پرسد و او میگوید که فعلا اتفاقی نیفتاده است. واحد به او میگوید که باید صبر داشته باشد تا زینب به سمت او بیاید.
فاتح به خانه فهمی می رود. او میگوید که با زینب قهر کرده و میخواهد طلاق بگیرد. مقدس به شدت خوشحال می شود. گلسوم و فهمی شوکه می شوند. فاتح میگوید که از ابتدا اشتباه کرده که به حرف مادرش گوش نکرده است و با زینب ازدواج کرده است.
صبح روز بعد، فاتح به آشپزخانه می رود و مقدس نیز پیش او می آید. مقدس ازقاتخ میخواهد که به سفر برود تا حال و هوایش عوض بشود. فاتح به مقدس پیشنهاد میدهد که با هم به مسافرت بروند. مقدس خوشحال شده و استقبال میکند. گلسوم و فاتح دلیل تغییر فاتح را درک نمی‌کنند و رفتارهای او را باور ندارند.
در خانه شوکت، آیفر، یادگار را به آشپزخانه برده و به او میگوید که مطمئن است که فاتح به زینب خیانت کرده، زیرا او را با دلبر دیده بود و دلبر نیز به او یک پاکت پول داده بود. شوکت از پشت در حرفهای آنها را می شنود. او به شدت عصبانی می شود و صبح روز بعد، به سمت خانه فهمی می رود تا از فاتح حساب پس بگیرد. سلین ماجرا را می فهمد و سریع با فاتح تماس میگیرد و به او میگوید که از خانه برود. فاتح از مقدس میخواهد که حاضر بشود تا به سفر بروند.
در خانه شوکت، فادیک و سلین سراغ زینب رفته و اصرار دارند که علت مشکل او و فاتح را بدانند، اما زینب به آنها نیز چیزی نمی‌گوید و فقط مدام گلایه میکند و میگوید که دیگر نمیخواهد اسم فاتح را بشنود و فقط طلاق میخواهد. سپس مریم پیش زینب می آید. او میخواهد بداند که مشکل فاتح و زینب به ارتان مربوط می شود یا نه. زینب چنین چیزی را تایید کرده و میگوید که فاتح به ارتان حسادت میکرد و نگران بود که زینب دوباره با ارتان باشد.
شوکت به خانه فهمی می رسد. فاتح و مقدس در خانه نیستند. شوکت به فهمی میگوید که فاتح به زینب خیانت کرده است. فهمی می‌گوید که چنین چیزی امکان ندارد و او به فاتح اطمینان دارد.
شوکت به خانه می رود و با کامل و جواد صحبت کرده و از آنها میخواهد که هر طور شده، فاتح را پیدا کنند.
مریم که تصور میکند مشکل زینب و فاتح به ارتان مربوط است، با ارتان قرار میگذارد و پیش او می رود.

۰
HeartHeart
0
HahaHaha
0
LoveLove
0
WowWow
0
YayYay
0
SadSad
0
PoopPoop
0
AngryAngry
Voted Thanks!

Leave a Comment