Loading Posts...

سریال قورباغه قسمت هفتم

سریال قورباغه قسمت ۷ هفت هفتم
سریال قورباغه قسمت هفت
برای تماشای سریال‌ها، کلیک کنید و عضو کانال تلگرامی مشکی‌مدیا شوید. بنا بر سلیقه خود، عضو هر کدام از کانال‌های پایین شوید:

مشکی زیرنویس

مشکی جم

مشکی جم‌سریز

مشکی دی‌دی‌تی‌وی

مشکی هندی

مشکی عربی

مشکی هالیوود

مشکیدو: سریال‌های ایرانی

مشکی ام‌بی‌سی‌پرشیا

من صندلی ام را پیدا کردم.

نوری اتاقی در خانه اش به رامین میدهد. سقف اتاق رامین چکه میکند. آباد و سروش سر میز صبحانه هستند و نوری در آشپزخانه مشغول درست کردن قهوه است. باران شدید است. رامین به نوری میگوید میخواهد بیرون برود و لباسش کم است. نوری میگوید که از کمدش لباس بردارد.

سروش از دیدن رامین عصبانی میشود. نوری به آباد میگوید که باید برود و سقف را تعمیر کند. آباد میگوید که بلد نیست. باران شدید است و سر میخورد. سروش میخواهد به جای آباد برود. نوری میگوید تا باران بند بیاید همه ی خانه را آباد گرفته‌ و آباد باید اینکار را انجام دهد.

 

بعد از رفتن آباد و رامین، سروش به نوری میگوید آباد دست و پاش میلرزد و سر میخورد. نوری اعتنایی نمیکند‌. سروش از بودن رامین عصبانی است. نوری میگوید که رامین پاسپورتش بیاید میرود. خواهر نوری در حیاط نشسته است و زیر باران خیس است. رامین پیش او میرود و سعی میکند با او حرف بزند اما لیلا به او اعتنایی نمیکند. رامین به او میگوید خیلی خوشگلی! لیلا به داخل میرود.

سروش به حیاط میرود و به رامین میگوید: چند دقیقه پیش از سقف اتاقت گله میکردی الان خیس آبی. تو چی میخوای!؟ چی به لیلا میگفتی؟ یه بار دیگه دور و بر لیلا ببینمت زندت نمیزارم. سروش به لیلا علاقه دارد از لیلا میپرسد که رامین چه حرفی به او میزده؟ لیلا میگوید : میخواست مخ منو بزنه. سوال شد ؟ جواب هنوز نه! من کی هستی سروش؟ حس میکنم همش در حال ادا در آوردنی. ادای آدم عاشق. من دوست دارم. مثل نوری. گاهی از نوری بیشتر. دیگه با من توی این زاویه قرار نگیر. من کس دیگه ای رو دوست دارم. سروش میگوید : کیه ؟ اینو میگی حرص منو دربیاری؟

لیلا میگوید : حشمت ، آریا ، حسین…چه فرقی میکنه وقتی تو نمیشناسیش.سروش میگوید : میکشمش. لیلا میگوید اگه اونو بکشی منم کشتی!

در همین حین آباد از پشت بام به زمین پرت میشود. سروش ، لیلا و رامین او را به بیمارستان میرسانند. پا و دنده ی آباد شکسته است. لیلا و رامین بیرون بیمارستان حرف میزنند. لیلا پیش سروش میرود. سروش به لیلا میگوید : قرص هاتو میخوری ؟ تو قرص هاتم بخوری بازم مریضی. لیلا میگوید : مثه تو. هممون مریضیم. اتفاقا قرص هامو سر وقت میخورم چون باعث میشه بتونم حرفمو بزنم.

لیلا با رامین به سمت خانه میروند. رامین به لیلا میگوید که نوری هیبنوتیزیم نمیکند. لیلا او را وسط خیابان پیاده میکند و میگوید که حرفهایی که پشت سر نوری زده است را به او خواهد گفت. بهتر است به خانه برنگردد چون نوری او را چال خواهد کرد. پلیس به محض پیاده شده رامین از ماشین او را دستگیر میکند.

پلیسی که خود را از ماشین پرت کرده به همراه سرهنگی در اتاق بازداشتگاه هستند. پلیس به رامین میگوید که هر اتفاقی آن روز افتاد را بگو. مرد پلیس اتفاقات آن روز را به خاطر ندارد و میگوید که رامین باعث شده پرونده ی خدمتش خدشه دار شود و نصف صورتش را ترکانده.

رامین جوری رفتار میکند انگار مورد ضرب و شتم پلیس قرار گرفته است. سرهنگ پلیس را از اتاق بیرون میکند و رامین میگوید که آنها او را شکنجه کرده اند و از او خواسته اند به آشنایی که در آزمایشگاه دارد زنگ بزند و گواهی عدم اعتیاد برای مامور پلیس بگیرد. در ماشین هم به دلیل مصرف مواد گرمشان شده و در ون را باز کردند و به بیرون پرتاب شده. سرهنگ دستور بازداشت مامور پلیس را میدهد. ر

امین بعد از آزادی به سعید زنگ میزند و پیش کسی که برایش پاسپورت درست کرده میرود و میخواهد پاسپورت را پس بدهد. پسر قبول نمیکند. سعید رامین را به خانه ی نوری میرساند.و از رامین پول میخواهد اما رامین به او پول نمیدهد و میگوید که پولی ندارد.

رامین به خانه ی نوری میرود. خدمتکار نوری رامین را به جنگلی که پشت خانه است میبرد. نوری با اسلحه در آنجا ایستاده. خدمتکاران میروند. نوری به رامین میگوید که دیشب از گرد سفید به او مالیده و او همه چیزش را اعتراف کرده و گفته است که از آن فیلم یک نسخه موجود بوده است.

آدرس خانه و خانواده اش را هم در گوشی به او نشان میدهد و میگوید یکی از ادم هایش با چاقو بالای سر خانواده ش هست. رامین به نوری میگوید که سروش آن انگشت را در ماشین پنهان کرده بود و به همین خاطر دنبال جای ماشین بوده است. نوری به رامین میگوید که قصد داشته او را بکشد اما به خاطر اینکه موقع سوختن مدرسه در بچگی او را نجات داده فعلا منصرف میشود و باید همین الان اینجا را ترک کند. سروش که رفته است از خانه ی رامین ماشین را بیاورد در ماشین به دنبال انگشت میگردد اما آن را پیدا نمیکند.

۰
HeartHeart
0
HahaHaha
0
LoveLove
0
WowWow
0
YayYay
0
SadSad
0
PoopPoop
0
AngryAngry
Voted Thanks!

Leave a Comment