Loading Posts...

سریال ملک قسمت ۱۰۹

سریال ملک قسمت 109
سریال ملک قسمت 109
برای تماشای سریال‌ها، کلیک کنید و عضو کانال تلگرامی مشکی‌مدیا شوید. بنا بر سلیقه خود، عضو هر کدام از کانال‌های پایین شوید:

مشکی زیرنویس

مشکی جم

مشکی جم‌سریز

مشکی دی‌دی‌تی‌وی

مشکی هندی

مشکی عربی

مشکی هالیوود

مشکیدو: سریال‌های ایرانی

مشکی ام‌بی‌سی‌پرشیا


قدریه برای پیدا کردن خانه به املاک می رود تا خانه ای برای خودش و محمود بسپارد. هنگامی که بیرون می آید میتات او را میبیند. قدریه بابت نامزدی میتات به او طعنه می زند. میتات عصبی شده و سپس داخل مغازه می رود. او به املاک میگوید که علاوه بر یک کبابی برای خودش، یک داروخانه با تجهیزات نیز برای کرایه میخواهد.
عمر و دفنه در حال قدم زدن هستند. زهرا از خانه بیرون آمده و با عمر تماس میگیرد و میگوید که میخواهد از آنجا برود تا برای کنکور آماده شود و میخواهد قبل از رفتن او را ببیند تا خداحافظی کند. عمر میگوید که او نیز با دفنه بیرون است و زهرا میتواند پیش آنها بیاید. زهرا با شنیدن این حرف جا میخورد و با ناراحتی میگوید که خبر میدهد. سپس سر راه به عمد خانه جومالی می رود و از زمرد خداحافظی کرده و میگوید که قصد داشت عمر را نیز ببیند اما عمر با دفنه برای تفریح و خوشگذرانی بیرون رفته است. زمرد عصبی می شود و چیزی نمی‌گوید. بعد از رفتن زهرا، زمرد دوباره شروع به گله و طعنه زدن میکند و ویلدان متوجه نمی شود که او باز از چه کسی عصبی است.
زمرد با جومالی تماس میگیرد اما جومالی که از حال رفته جواب نمی‌دهد.
اونزیله حاضر شده و با زینال تماس میگیرد و از او میخواهد که سر قرار به کافه بیاید. زینال شوکه و هیجان زده می شود.
جاسوس کنعان پیش او آمده و خبر میدهد که کسی که با پلیس برای تله گذاشتن عدنان همکاری کرده بود، خلیل بوده است.
ملک و بچه ها در خانه هستند. کرم در مورد باشگاه تعریف میکند و میگوید که یکی از بچه ها با او مشکل دارد. میتات و سیران و گولجه به خانه ملک می آیند و ملک از آمدن آنها خوشحال می شود. کرم و دفنه نیز از شنیدن خبر نامزدی میتات و سیران خوشحال شده و به آنها تبریک می‌گویند.
زینال سر قرار با اونزیله می رود. اونزیله بدون مقدمه به زینال میگوید که اگر به او علاقه دارد پس به خواستگاری اش بیاید. سپس سریع از کافه می رود. زینال شوکه می شود و جا میخورد و باورش نمی شود که اونزیله چنین حرفی زده باشد.
در خانه ملک، میتات می‌گوید که برای سیران دنبال کار گشته و چون کار مناسبی نبوده، برای او داروخانه کرایه کرده است. سیران با شنیدن این حرف ناراحت و دلخور می شود که چرا میتات با او مشورت نکرده و او را در نظر نگرفته است. میتات تصور میکند که برای خوبی سیران کار درستی کرده و مرد خانه باید تصمیم بگیرد اما سیران ناراحت شده و بابت این کار میتات با او بحث میکند و با دلخوری به همراه گولجه به خانه برمی‌گردد.
شب هنگامی که خلیل و عمر به خانه می روند، زمرد به عمر به خاطر دفنه طعنه می زند. آنها از اینکه از صبح از جومالی خبر ندارند نگران هستند. کمی بعد سیدعلی دم خانه آنها می رود. زمرد با دیدن سیدعلی نگران شده و سراغ جومالی را میگیرد.
در خانه ملک وقتی که همه می خوابند، ملک دفتر خاطرات خلیل را که از کارگاه برداشته به آشپزخانه می آورد و آن را باز میکند . او تاج گل قدیمی خودش را لای دفتر می بیند و یادش می آید که یک بار در کارگاه آن تاج از سر او افتاده بود. خلیل تاج را برداشته ‌و لای دفتر گذاشته بود و از عشق و احساسش نسبت به ملک داخل آن نوشته بود. ملک با خواندن دفتر جا میخورد و تحت تاثیر قرار میگیرد.

۰
HeartHeart
0
HahaHaha
0
LoveLove
0
WowWow
0
YayYay
0
SadSad
0
PoopPoop
0
AngryAngry
Voted Thanks!

Leave a Comment