Loading Posts...

سریال ملک قسمت ۱۲۴

سریال ملک قسمت 124
سریال ملک قسمت 124
برای تماشای سریال‌ها، کلیک کنید و عضو کانال تلگرامی مشکی‌مدیا شوید. بنا بر سلیقه خود، عضو هر کدام از کانال‌های پایین شوید:

مشکی زیرنویس

مشکی جم

مشکی جم‌سریز

مشکی دی‌دی‌تی‌وی

مشکی هندی

مشکی عربی

مشکی هالیوود

مشکیدو: سریال‌های ایرانی

مشکی ام‌بی‌سی‌پرشیا


سیدعلی به مدرسه موسیقی می رود و با دوستش که آنجا معلم است در مورد آموزش دادن به دفنه صحبت میکند و از او میخواهد به خانه شان بیاید.
خلیل و ملک در بیمارستان هستند و ملک تحت درمان است. خلیل یک گردنبند عقیق به گردن نام می اندازد و میگوید که سلامتی می آورد و خوش یمن است. ملک از خلیل به خاطر زحماتی که برایش می کشد و دلگرمی که به او میدهد تشکر میکند.
میتات نیز به بیمارستان آمده تا حال ملک را بپرسد. کمی بعد کرم نیز به بیمارستان می آید و میتات او را می بیند. او به میتات میگوید‌ که از بیماری ملک خبر دارد و نگران اوست. میتات میگویدکه خال نام خوب است و از کرم میخواهد امشب خانه سیدعلی بماند تا ملک شب راحت باشد و بتواند استراحت کند.
محمود به بازارچه آمده و با خوشحالی به سیدعلی خبر میدهد که صاحب دو قلو می شود. سیدعلی نیز خوشحال شده و تبریک میگوید. همان لحظه میتات به آنجا آمده و سویچ ماشین را تحویل سیدعلی میدهد و میگوید که فامیلی خود را عوض کرده تا دیگر باعث خجالت آنها نباشد. سیدعلی شوکه می شود و محمود دوباره با میتات بحث میکند. میتات اهمیتی نداده و می رود.
دفنه و کرم در پارک نشسته اند و دفنه میگوید که برای شب قرار است پرده سینما کرایه کند تا در حیاط خانه فیلم ببینند. کمی بعد آسلی به پارک آمده و پیش کرم می آید. دفنه با شیطنت‌ به آنها نگاه کرده و آنها را تنها میگذارد.
خلیل و میرزا، ملک را از بیمارستان به کارگاه می برند و به اتاق می برند تا استراحت کند. خلیل برای ملک سوپ درست میکند.
سیدعلی سر خاک زنش می رود و با گریه برای او تعریف میکند که میتات چه کار کرده و همچنین ملک مریض شده ولی او نمی‌تواند ملک را بغل کند و به او نزدیک بشود، اما دلش خون است.
میتات ارابه خود را تعمیر کرده و آن را آماده می‌کند و شب به پارک می برد. او سیران و گولجه را نیز همراه خود می برد و میگوید که میخواهد اولین کباب را با هم بخورند. او سپس ماجرای عوض کردن نام خانوادگی خودش را به سیران میگوید. سیران ناراحت شده و این کار را زیاده روی میداند اما میتات کارش را درست میداند.
دفنه بخاطر درمان ملک و استراحت او، برنامه سینما را برای فردا می‌گذارد. شب در خانه سیدعلی همه جمع هستند و بابت دوقلو بودن بچه های قدریه خوشحالی میکنند.
احسان به خانه می رود و با عصبانیت به باشاک میگوید که خواهرش تماس گرفته و خبر داده است که زهرا به دانشگاه نمی رود و درس نمی‌خواند و تا دیروقت شبها بیرون می رود. او میگوید که دوری به نساخته و افسردگی اش خوب نشده است. باشاک تصمیم می‌گیرد خودش با زهرا صحبت کند.
خلیل برای ملک سوپ می برد و به او امیدواری و دلگرمی می‌دهد که زود خوب می شود.
شب قبل از خواب دفنه در دفترش برای عمر درد و دل میکند و از بیماری ملک و آشتی دادن او و سیدعلی می نویسد و گریه میکند.
در خانه جومالی، ویلدان سر میز شام می رود و با زمرد صحبت میکند اما زمرد اصلا به او محل نمیدهد و بدون هیچ حرفی از سر میز بلند شده و می رود. ویلدان عصبی و کلافه می شود و دیگر صبرش در حال تمام شدن است.

۰
HeartHeart
0
HahaHaha
0
LoveLove
0
WowWow
0
YayYay
0
SadSad
0
PoopPoop
0
AngryAngry
Voted Thanks!

Leave a Comment