Loading Posts...

سریال ملک قسمت 50

سریال ملک قسمت 50
سریال ملک قسمت 50

سریال ملک قسمت 50

وضعیت حافظ وخیمه


وقتی همه داخل می روند، باشاک بیرون آمده و زهرا با حرص به او میگوید که دفنه و عمر با یکدیگر دوست شده اند و دفنه از او پیش ملک سو استفاده میکند و از باشاک میخواهد که موضوع را به ملک بگوید ، وگرنه خودش این ماجرا را به ملک خواهد گفت. داخل بیمارستان، عمر خبر میدهد که حال حافظ خوب نیست و وضعیت او وخیم است. جومالی دوباره شروع به زخم زبان زدن کرده و سیدعلی را بخاطر بحث با حافظ مقصر میداند. او مدام زخم زبان میزند و همه را کلافه میکند. عمر همه را از سالن بیرون میکند‌. در خانه جومالی، ویلدان همچنان از زمرد ناراحت است و کار آنها را اشتباه میداند و زمرد را سرزنش میکند. در خانه سیدعلی، هنگامی که کرم و دفنه در حیاط نشسته اند، قدریه دوباره شروع به حرافی و بدگویی از ملک میکند و بحث را به سمت عمر می‌کشاند. اونزیله که در حال چای آوردن است، از حرفهای قدریه حرصش گرفته و به عمد روی او چای میریزد تا حرفهایش را تمام کند. دفنه و کرم از این کار خوششان می آید و دلشان خنک می شود. در بیمارستان، همه در سالن هستند. باشاک با ملک در مورد مصرف داروهایش صحبت میکند و ملک ای او تا می خواهد تا قرصش را بخورد. هنگام قرص خوردن، خلیل از دور این صحنه را میبیند و کنجکاو می شود. آلپای و فوندا به همراه کنعان برای شام بیرون می روند. کنعان میگوید که قرار است آلپای را سر کار ببرد. فوندا از اینکه آلپای قرار است در ترکیه ماندگار شود و آنها همچنان در پی انتقام از خانواده ملک هستند، کلافه می شود. در بیمارستان، عمر از همه میخواهد که به خانه بروند زیرا فعلا وضعیت حافظ پایدار نیست و ماندن آنها نیز فایده ای ندارد. هنگام رفتن، ملک سرگیجه گرفته و باشاک و عمر فوری او را میگیرند. خلیل به میرزا میگوید‌ که مطمئن است که ملک مشکلی دارد و او باید بفهمد. میتات که ملک را زیر نظر دارد، منتظر میماند تا به همراه او به خانه برگردد. تو حرفهای باشاک و عمر در مورد آزمایش دادن ملک را می شنود. بعد از رفتن ملک، خلیل از عمل در مورد ملک سوال میکند، اما عمر میگوید که او فشارش افتاده و مشکل دیگری ندارد. میتات بی مقدمه از ملک در مورد اینکه چه مشکلی دارد سوال میکند. ملک برای او بهانه می آورد و حقیقت را نمی‌گوید‌. در خانه جومالی، خلیل با زمرد و جومالی بخاطر ماجرای مریم و رفتن به خواستگاری دعوا میکند. جومالی متوجه می شود که زمرد به دروغ گفته بود که مریم و خلیل دوست بوده اند. زمرد انکار کرده و می‌گوید که او از ماجرا خبر نداشته است. ویلدان از این رفتار زمرد حرصش میگیرد.
0
HeartHeart
0
HahaHaha
0
LoveLove
0
WowWow
0
YayYay
0
SadSad
0
PoopPoop
0
AngryAngry
Voted Thanks!

Leave a Comment

Loading Posts...
برای تماشای سریالها کلیک کنید