Loading Posts...

سریال ملک قسمت ۷۷

سریال ملک قسمت 77
سریال ملک قسمت 77
برای تماشای سریال‌ها، کلیک کنید و عضو کانال تلگرامی مشکی‌مدیا شوید. بنا بر سلیقه خود، عضو هر کدام از کانال‌های پایین شوید:

مشکی زیرنویس

مشکی جم

مشکی جم‌سریز

مشکی دی‌دی‌تی‌وی

مشکی هندی

مشکی عربی

مشکی هالیوود

مشکیدو: سریال‌های ایرانی

مشکی ام‌بی‌سی‌پرشیا

سریال ملک قسمت ۷۷

ملک نباید تو این کارگاه کار کنه


جومالی و سیدعلی از دیدن کنعان و آلپای در کارگاه عصبی می شوند. حسین میگوید که به خریداری که پیشنهاد پول بیشتری بدهد آنجا را می فروشد، سپس به آنها وقت میدهد تا تصمیم بگیرند. جومالی دوباره به ملک طعنه می زند و او را مقصر این وضعیت میداند. خلیل کلافه شده و ملک طبقه بالا می رود تا پیش آنها نباشد.
میتات، سیران را به همراه اردل می بیند. او میخواهد جلو برود، اما سیران با علامت دادن، از او میخواهد جلو نیاید تا دردسر درست نشود. میتات با ناراحتی داخل ماشین می رود.
در خانه وقتی دفنه می فهمد که قرار است عدنان برای خواستگاری بیاید، به شدت عصبانی شده و به روی فوندا می آورد. او با فوندا دعوا میکند و خانه را به هم می‌ریزد و سپس بیرون می رود. کرم نیز همراه او می رود.
فوندا با کرم تماس میگیرد و با عصبانیت ماجرا را تعریف میکند و آلپای را مقصر میداند. آلپای مقابل کنعان به دروغ میگوید که دست فوندا سوخته است و باید سریع به خانه برود. در خانه فوندا و آلپای با یکدیگر دعوا میکنند. آلپای نمی‌داند با وضعیت خانه و نبود دفنه چه کند. او سریع به سمت خانه ملک می رود تا بچه ها را برگرداند.
دفنه و کرم به پارک می روند. دفنه بخاطر دعوایی که با ملک کرده، حاضر نیست به خانه او برود و خجالت میکشد. کرم از او میخواهد که همراهش به خانه ملک برود و او را راضی میکند، زیرا دیگر جایی برای ماندن ندارند. آلپای مدام با دفنه و کرم تماس میگیرد اما آنها جواب نمی‌دهند.
جومالی به خانه می رود و زمرد بخاطر اینکه او شرط برای رفتن ملک گذاشته و میخواهد او را از نان خوردن بیندازد با او بحث میکند. جومالی میگوید که دوباره با بیمارستان صحبت میکند تا ملک را استخدام کنند، اما او نباید دیگر در کارگاه کار کند.
سیران و اردل به همراه گولجه به رستوران می روند. اردل میگوید که در خانه آنها خواهد ماند . سیران عصبانی می شود. اردل با گولجه او را تهدید میکند و میگوید که او حق ندارد به پلیس خبر بدهد. سیران میگوید که همه تصور میکنند اردل در زندان است و کسی خبر ندارد که او فراری بوده است و او نیز دنبال دردسر نیست. اردل به حرفهای سیران اهمیت نمی‌دهد.
در خانه کنعان به عدنان که با ذوق آماده شده خبر میدهد که برنامه خواستگاری برای آخر هفته افتاده زیرا برای فوندا مشکل به وجود آمده است.
در خانه سیدعلی، قدریه با ناراحتی در اتاق مانده و جای خواب محمود را روی زمین انداخته است. هنگامی که محمود به اتاق می آید، از این کار قدریه حرصش میگیرد. او در جواب پیدا کردن وکیل به قدریه، میگوید که سراغ احسان برود. قدریه از اینکه محمود هم‌چنان قصد طلاق دارد ناراحت می شود.
میتات با ملک تماس گرفته تا از او خبر بگیرد. او غذا میگیرد تا پیش ملک برود.

۰
HeartHeart
0
HahaHaha
0
LoveLove
0
WowWow
0
YayYay
0
SadSad
0
PoopPoop
0
AngryAngry
Voted Thanks!

Leave a Comment