Loading Posts...

سریال وصلت قسمت ۴۳

سریال وصلت قسمت 43
سریال وصلت قسمت 43
برای تماشای سریال‌ها، کلیک کنید و عضو کانال تلگرامی مشکی‌مدیا شوید. بنا بر سلیقه خود، عضو هر کدام از کانال‌های پایین شوید:

مشکی زیرنویس

مشکی جم

مشکی جم‌سریز

مشکی دی‌دی‌تی‌وی

مشکی هندی

مشکی عربی

مشکی هالیوود

مشکیدو: سریال‌های ایرانی

مشکی ام‌بی‌سی‌پرشیا


عزیز همچنان در جنگل دنبال شوکری می گردد. نهیر که حال خوبی ندارد به او زنگ می زند و گریه می کند و می گوید: «عزیز اگه من تورو از دست بدم زنده نمیمونم. » عزیز بدون توجه به او می گوید که فردا در این مورد صحبت می کنند و گوشی را قطع می کند.

وقتی عزیز و یالچین و آلتان نگران حال فیرات هستند، عزیز به آنها می گوید که باید هرطور شده جلوی کرم را بگیرند. یالچین از انها می خواهد در مورد زخمی شدن فیرات چیزی به فریده نگویند چون دیوانه می شود! از طرفی کرم هم خودش را به دوست امین دکترش می رساند تا مداوایش کند. شوکری وقتی می بیند خبری از تماس فیرات نشده، گوشی توی ماشین را برمیدارد و با دیدن صفحه ی گوشی که عکسی از فیرات و خودش و دوستانشان است، جا می خورد. او فورا به ذکی زنگ می زند و از او می خواهد کمکش کند. ذکی هم مثل بقیه از شنیدن زنده بودن او جا می خورد.

صالح و بقیه دور تخته نشسته اند. صالح مهره را می اندازد که روی کلمه قلب حزین می نشیند. صالح در این مورد می گوید: «یعنی همون قلب غمگین. انسان وقتی نمیتونه حقیقت رو ببینه ناراحت میشه. غم نه اشک چشم، بلکه اشک درون انسانه… تلاشیه برای دیدن حقیقت. »

صبح عزیز چشمانش را در اتاق شرکتش باز می کند. سرپیل به او خبر می دهد که در ریزش ساختمان تلفات جانی نداشته اند اما تلفات مالی شان سنگین بوده. عزیز خوشحال می شود و نفس راحتی می کشد.

یالچین و آلتان، فیرات را به بیمارستان می رسانند. کمی بعد کاری برای یالچین

پیش می آید و او هم می رود. آلتان مراقب فیرات می ماند. از طرفی سلطان نگران فیرات است چون از دیشب نه با او تماس گرفته و نه به تماس هایش جواب داده است. وقتی سلطان می بیند دسترسی به فیرات ندارد، به کرم زنگ می زند. کرم هم وقتی می بیند خبری از فیرات نیست، با این که زخمی است و باید استراحت کند، از جایش بلند می شود تا او را پیدا کند.

سر میز صبحانه، حصیبه متوجه گردنبند گردن فریده می شود و از تعجب زیاد، چایی داغ را روی خودش می ریزد. او با نگرانی به فکر فرو می رود چون گردنبند را خودش با دستان خودش داخل دریا انداخته بود.

تحسین به شرکت می رود و از هیئت مدیره می خواهد تا در این بحران سخت مراقب عزیز و شرکت باشند. یکی از افراد هیئت مدیره می گوید که عزیز از قبل فکرش را کرده و الان آنها بحران را گذرانده اند. تحسین به پسرش افتخار می کند و بعد از انها می خواهد تا بدون خبر عزیز، دوباره حق امضا را به کرم بدهند. افراد هیئت مدیره با این که این را برخلاف دستور عزیز می دانند اما نه نمی اورند.

فریده که از صبح نگران عزیز است به یالچین زنگ می زند. یالچین به او می گوید بعد از اتفاقات دیشب او هم سر ویدیوی عزیز مردد شده و فعلا قصد دستگیری او را ندارد. فریده از این خبر خیلی خوشحال می شود.

۰
HeartHeart
0
HahaHaha
0
LoveLove
0
WowWow
0
YayYay
0
SadSad
0
PoopPoop
0
AngryAngry
Voted Thanks!

Leave a Comment