Loading Posts...

سریال گودال قسمت ۲۸۰

سریال گودال قسمت 280
سریال گودال قسمت 280
برای تماشای سریال‌ها، کلیک کنید و عضو کانال تلگرامی مشکی‌مدیا شوید. بنا بر سلیقه خود، عضو هر کدام از کانال‌های پایین شوید:

مشکی زیرنویس

مشکی جم

مشکی جم‌سریز

مشکی دی‌دی‌تی‌وی

مشکی هندی

مشکی عربی

مشکی هالیوود

مشکیدو: سریال‌های ایرانی

مشکی ام‌بی‌سی‌پرشیا

یاماچ بعد از اینکه با چاعتای توافق می کند و با او دست دوستی می دهد به قهوه خانه پیش سلیم و جومالی می رود و ماجرا را تعریف می کند و می گوید:« درسته که براش گردن خم کردم اما موقتیه. رو در رو نمی شه باهاش جنگید منم می خوام فعلا معطلش کنم تا توی فرست مناسب حقشو بزاریم کف دستش. چون چاعتای اسم محله رو لکه دار کرد و خیلی به گودال آسیب زد.» جومالی و سلیم عکس العمل زیادی به حرفهای او نشان نمی دهند چون ذهنشان درگیر تهدیدهای اخیر چاعتای است. یک روز قبل، چاعتای با فرستادن عکسهای جمیل برای سلیم او را وادار می کند که به دیدنش برود. سلیم به دفتر چاعتای می رود چاعتای به او می گوید که اگر می خواهد رازش لو نرود طرف او باشد. سلیم می گوید:« من خوب می دونم خیانت به خانواده یعنی چی. اگه چیز دیگه ای خواسته بودین شاید قبول می کردم.» چاعتای هم دوباره تهدید می کند و می گوید:« مهمترین چیز واسه ی یه پدر اینه که احترامش پیش بچه هاش از دست نره. شما هم که صاحب بچه هستید.» سلیم به تهدید او توجهی نمی کند و خانه ی او را ترک می کند. از طرفی چاعتای به جومالی زنگ می زند تا پیشنهاد همکاری کردن را به او هم بدهد. جومالی که از دستگیر شدن داملا به تازگی با خبر شده و عصبی است به چاعتای فحش می دهد و بعد هم بلافاصله به خانه ی او می رود. جومالی نگهبانهای چاعتای را می کشد و قصد دارد چاعتای را هم بکشد که محافظهای پرتعداد چاعتای او را با شوکر برقی متوقف می کنند. جومالی وقتی به هوش می آید با دست و پای بسته هم شروع به تهدید کردن چاعتای می کند. چاعتای به او یاد آوری می کند که اگر تسلیم نشود و با او همکاری نکند داملا در زندان خواهد ماند. جومالی می گوید:« تو زن منو نمی شناسی. اون اگه لازم باشه بدون لحظه ای تردید تا آخر عمر توی زندان می مونه اما واسه تو گردن خم نمی کنه.» چاعتای می گوید:« خواهیم دید.» و دستور می دهد که جومالی را به گودال برگردانند.

حالا جومالی و سلیم که هر دو تهدید شده اند و در این باره با کسی حرف نزده اند موافق تصمیم یاماچ برای مقابله با چاعتای نیستند. جومالی به یاماچ می گوید:« حالا که قراره عقب بکشیم واقعا عقب بکشیم. تو اگه نمی خوای گردن خم کنی ما پشتتیم اما یه جوری باشیم که دوباره زخم برنداریم.» یاماچ که انتظار چنین حرفی را از جومالی نداشت با ناراحتی می گوید:« باشه اگه لازم باشه عقب نشینی می کنیم.» و از قهوه خانه بیرون می رود. او در پشت بامی با وارتولو دیدار می کند و ماجرای گفت و گویش با جومالی و سلیم را تعریف می کند و می گوید:« بهشون گفتم بیاین بریم بکشیم و نابود کنیم اونوقت اونا قصد دارن پا پس بکشن.» وارتولو قانون وارتولو سعد الدین بودن را یاد آوری می کند و می گوید:« وارتولو سعد الدین جونمرده اما احمق نیست. به طعمه ای که نمی تونه شکارش کنه حمله نمی کنه.» یاماچ هم قبول می کند که چاعتای اردنت لقمه ای بزرگ تر از دهان اوست و عقب نشینی را عاقلانه می داند.

چاعتای یاماچ را به دفتر کارش صدا می زند تا ماموریتی به او بسپارد. یاماچ می گوید:« گودال هنوز توی دردسره و همه ی رسانه ها درموردش حرف می زنن. مواد مخدر هنوز توی محله ی ماست. فعلا نمی تونم همکاری کنم چون ما با هم یه توافقی داشتیم.» چاعتای می گوید:« شما در اشتباهید ما با هم توافق نکردیم شما فقط برای من گردن خم کردید. در ضمن من با گودال توافقی نکردم و فقط با شما حرف زدم. شما نباید خودتونو صاحب گودال بدونید.» یاماچ که سعی می کند عصبانیتش را مخفی کند دندانهایش را به هم فشار می دهد و به حرفهای مغرورانه ی چاعتای گوش می دهد. چاعتای در مورد ماموریتی که برای یاماچ در نظر دارد حرف می زند و می گوید:« یه خبرنگار به اسم امیر هست که خیلی به پر و پای ما می پیچه. یه مدت توی تلوزیون برنامه داشت که اخراجش کردیم بعد توی یه روزنامه مطلب می نوشت که بازم اخراجش کردیم و پروانه ی کسبش رو هم باطل کردیم اما لجبازه و دست برنمی داره و حالا توی اینترنت برنامه می سازه. درمورد شماها هم یه چیزایی گفته.» او در لپ تاپش ویدئویی از امیر را به یاماچ نشان می دهد. امیر در ویدئو در مورد اردنتها که در کار مواد مخدر اند و در همه جا آدم دارند و اینکه حتی پلیس هم نمی تواند مقابل آنها بایستد و با تظاهر به مظلومیت کارهایشان را پیش می برند حرف می زند و اطلاعات درستی می دهد و در آخر هم می گوید:« یه محله ای به اسم گودال هم هست که تا خواستیم بگیم مقابل اردنتها می ایستن اونا هم تو زرد از آب در اومدن. کار اهالی گودال فروختن سلاح بدون مجوزه و اونا هر کاری رو به زور و تهدید پیش می برن.» یاماچ از چاعتای می پرسد که در ازای کشتن امیر چه چیزی گیرش می آید؟ و چاعتای با پوزخند می گوید:« من با شما معامله نمی کنم. دارم دستور می دم.»

۰
HeartHeart
0
HahaHaha
0
LoveLove
0
WowWow
0
YayYay
0
SadSad
0
PoopPoop
0
AngryAngry
Voted Thanks!

Leave a Comment