Loading Posts...

سریال گودال قسمت ۳۱۰

سریال گودال قسمت 310
سریال گودال قسمت 310
برای تماشای سریال‌ها، کلیک کنید و عضو کانال تلگرامی مشکی‌مدیا شوید. بنا بر سلیقه خود، عضو هر کدام از کانال‌های پایین شوید:

مشکی زیرنویس

مشکی جم

مشکی جم‌سریز

مشکی دی‌دی‌تی‌وی

مشکی هندی

مشکی عربی

مشکی هالیوود

مشکیدو: سریال‌های ایرانی

مشکی ام‌بی‌سی‌پرشیا


چنگیز به یاماچ می گوید که با برادرانش خداحافظی کند چون به زودی همه ی آنها را خواهد کشت. یاماچ از او می خواهد که چند دقیقه صبر کند تا تصمیم بهتری بگیرد. او موبایلش را پیش روی چنگیز می گذارد و تصاویر پسرهای چنگیز را نشان او می دهد که هر کدام توسط متین و مکه و علیچو در تیررس گلوله هستند. یاماچ می گوید:« شما هم می تونید با پسرهاتون خداحافظی کنید چون اگه از کشتن برادرهای من منصرف نشید شما تنها مردی از خانوادتون خواهید بود که زنده می مونه.» چنگیز که جا خورده و از طرفی از کار هوشمندانه ی یاماچ خوشش آمده لبخند تلخی می زند و دستور لغو ماموریت را می دهد.

آکین به بهانه ی دادن پول با رمزی قرار گذاشته تا او را بکشد و از این راه دهانش را ببندد اما قبل از اینکه اسلحه را بیرون بکشد جومالی که به آنها شک کرده از راه می رسد و سوال پیچشان می کند. او آکین و رمزی را جداگانه به گوشه ای می کشد تا شاهد حرفهای متناقضشان باشد اما آکین و رمزی اشتباه نمی کنند و بهانه های خوبی می آورند و می گویند که قرارشان رد و بدل کردن پول بوده است. رمزی خودش را مشتاق کار کردن برای جومالی و برگشتن به گودال نشان می دهد و جومالی به او می گوید:« اگه می خوای برگردی شرط دارم. به وقتش می گم بهت چی می خوام. تو هم تا اون موقع از خونت پاتو بیرون نمی ذاری.» از طرفی جومالی حرفهای آکین را هم کاملا باور نمی کند و به او می گوید که اگر چیزی را پنهان کرده باشد تاوانش را پس خواهد داد.

دختری از محله ی گودال به نام فیدان با سر و صورت زخمی و کبود هراسان وارد مغازه ی مکه می شود. مکه از او می پرسد که چه اتفاقی افتاده و فیدان با گریه می گوید:« دوست پسرم صفا این کارو کرده. از بچه های این محله نیست. پسر صاحب کارمه….منو نابود کرد.»

کاراجا در اتاقش دنبال کتابی که اذر به او هدیه کرده بود می گردد و وقتی می بیند که گوشه ی کتابش تا خورده عصبانی می شود و شروع به کتک زدن عایشه و داد و بیداد کردن می کند. عایشه که از برخورد کاراجا نگران شده پیشنهاد می دهد که او را پیش دکتر ببرند اما سلطان مخالفت می کند و می گوید:« تو می دونی کاراجا چقدر مورد احترام محله ست؟ من نمی ذارم به نوه م بگن دیوونه.»

چنگیز ماموریت جدیدی برای یاماچ دارد و به او می گوید:« جنسهای یه شخصی به اسم خلیل ابراهیم رو باید نابود کنی. آدرس و موقعیت دقیق رو بچه ها بهت می گن. می تونی از آدمهای من هم برای این کار استفاده کنی.» یاماچ از پیشنهاد او استقبال می کند و می گوید:« از بین بردن مواد مخدر یه توصیه ایه که از پدرم برام مونده. با کمال میل قبول می کنم اما ترجیح می دم خودم تنها انجامش بدم.»

فیدان لایوی که صفا در صفحه اش گذاشته و در آن به کتک زدن او اشاره کرده را نشان مکه می دهد. مکه خیلی ناراحت می شود و می گوید:« این لایو که تازه نیست. اگه زودتر گفته بودی و با کسی که کتکت می زده ادامه نمی دادی تا الان از دستش خلاص شده بودی.» مکه برای حل کردن مشکل فیدان و گرفتن انتقام او دنبال جومالی می گردد اما جومالی پیدایش نیست و وارتولو جلو می رود. مکه ماجرای فیدان را برای وارتولو تعریف می کند و خودش هم سریع راه می افتد تا برود و حساب صفا را برسد.

۰
HeartHeart
0
HahaHaha
0
LoveLove
0
WowWow
0
YayYay
0
SadSad
0
PoopPoop
0
AngryAngry
Voted Thanks!

Leave a Comment