Loading Posts...

سریال گودال قسمت ۳۱۱

سریال گودال قسمت 311
سریال گودال قسمت 311
برای تماشای سریال‌ها، کلیک کنید و عضو کانال تلگرامی مشکی‌مدیا شوید. بنا بر سلیقه خود، عضو هر کدام از کانال‌های پایین شوید:

مشکی زیرنویس

مشکی جم

مشکی جم‌سریز

مشکی دی‌دی‌تی‌وی

مشکی هندی

مشکی عربی

مشکی هالیوود

مشکیدو: سریال‌های ایرانی

مشکی ام‌بی‌سی‌پرشیا


عمو برای آیکوت کار پیدا می کند و او را حسابی خوشحال و امیدوار می کند. سلیم از عمو تشکر می کند و عمو می گوید:« یه جوری تشکر می کنی انگار واسه ثوابش انجام می دم. این کارا وظیفه ی ماهاست. ادریس بابای گودال بود. پدر بودن فقط به محافظت کردن نیست بلکه باید به موقعش از دست آدما بگیری و مشکلشون رو حل کنی.» سلیم تحت تاثیر حرفهای او به خاطره ای از گذشته برمی گردد. چند سال قبل … قهرمان سلیم را در یکی از بارها و در حال آواز خواندن می بیند و یک سیلی در گوشش می خواباند و می گوید:« بهت گفتیم پول بارها رو بیار اومدی جلوی کارکنا آواز می خونی. اینجوری کی تو رو جدی می گیره؟ تو آقای محله هستی.» سلیم با عصبانیت داد می زند:« من آقای محله نیستم. تو آقایی. بابام و عمو و جومالی آقان من نیستم و نمی خوام باشم.» او از بار بیرون می زند و با ناراحتی در گوشه ای می نشیند. قهرمان دنبال او می رود و با لحن ملایم تری می گوید:« یعنی حرف برادر بزرگترت همینقدر برات ارزش داشت؟ من این چیزا رو بهت می گم چون یه روزی وقتی من نباشم، مسئولیت گودال گردن تو می افته و اون وقت نمی خوام که زیر بار مسئولیت خم بشی. باید خودتو آماده کنی. منم دوست داشتم راحت باشم و زندگی خودمو داشته باشم اما کنار اسم ما یه فامیلی هم وجود داره که خودمون انتخابش نکردیم اما برامون مسئولیت می یاره.»….حالا سلیم به یاد قهرمان در کوچه های محله قدم می زند و آهنگ مورد علاقه ی او را زیر لب می خواند. عایشه جلوی قهوه حانه به سلیم می گوید که حال کاراجا خوب نیست و به خودش آسیب زده و فقط هم به حرف سلیم گوش می دهد. سلیم قول می دهد که با کاراجا حرف بزند.

مکه سراغ صفا می رود و به او می گوید:« تو می دونی فیدان بچه ی کدوم محله ست؟» صفا کمی پول جلوی او می اندازد تا راهی اش کند اما مکه به سمت او حمله می کند و بعد از کمی درگیری آدمهای صفا با ضربه ای بی هوشش می کنند و در گوشه ای از شهر رهایش می کنند.

یاماچ در حمام عمومی با وارتولو قرار می گذارد و به او می گوید که از طرف چنگیز ماموریتی دارد و باید جنسهای شخصی به نام خلیل ابراهیم را از بین ببرد. اما در ادامه نقشه اش را بیشتر توضیح می دهد و می گوید:« البته فعلا اینجوریه اما از اونجایی که دشمن دشمنم دوست منه، در آینده سعی می کنم با خلیل ابراهیم علیه چنگیز همکاری کنم.»

جومالی که ندیم را در انباری زندانی کرده سراغش می رود و می پرسد که کیست و برای چه کسی کار می کند؟ ندیم می گوید:« اسم موکل من خلیل ابراهیمه. توی کار مواد مخدره و رقیب و دشمن اصلی چنگیز اردنته. وقتی فهمید گودال هم با چنگیز دشمن شده ازم خواست بیام اینجا و تحقیق کنم. موکل من خوشحال می شه که با شما برای نابود کردن چنگیز همکاری کنه.» جومالی همکاری کردن با آنها را قبول نمی کند اما می گوید:« ما نیاز به کمک نداریم. شما کار خودتون رو بکنید ما هم کار خودمون رو می کنیم.» او ندیم را آزاد می کند.

علیچو و همکارانش مکه را در کنار زباله ها پیدا می کنند و علیچو او را به گودال می برد. مکه به هوش می آید و ماجرای را برای همه تعریف می کند. وارتولو به قضیه ی صفا جدی تر نگاه می کند و برای تنبیه کردن او از یاماچ کمک می خواهد.

۰
HeartHeart
0
HahaHaha
0
LoveLove
0
WowWow
0
YayYay
0
SadSad
0
PoopPoop
0
AngryAngry
Voted Thanks!

Leave a Comment