Loading Posts...

سریال گودال قسمت ۳۱۲

سریال گودال قسمت 312
سریال گودال قسمت 312
برای تماشای سریال‌ها، کلیک کنید و عضو کانال تلگرامی مشکی‌مدیا شوید. بنا بر سلیقه خود، عضو هر کدام از کانال‌های پایین شوید:

مشکی زیرنویس

مشکی جم

مشکی جم‌سریز

مشکی دی‌دی‌تی‌وی

مشکی هندی

مشکی عربی

مشکی هالیوود

مشکیدو: سریال‌های ایرانی

مشکی ام‌بی‌سی‌پرشیا


یاماچ و وارتولو با هم به کازینویی که صفا و دوستانش برای یک مهمانی خصوصی در آن جمع شده اند می روند و در میان مهمانها شروع به رقصین با صفا می کنند. صفا از آنها می پرسد که هستند و یاماچ با مشت محکمی او را بی هوش می کند. صفا روی زمین می افتد و دوستانش پا به فرار می گذارند. بعد از به هوش آمدن صفا یاماچ با آرامش شروع به نصیحت کردن او می کند و می گوید:« تو فکر می کنی آدمی اما نیستی. قانون اول آدم بودن اینه که روی معصوم دست بلند نکنی.» صفا دسته ای اسکناس از جیبش بیرون می کشد و رو به یاماچ می گوید:« چقدر پول می خوای؟ من همتون رو می خرم.» یاماچ یقه  او را می گیرد و با عصبانیت تهدیدش می کند اما بعد به او اجازه ی فرار کردن می دهد. وارتولو از او می پرسد که چرا صفا را رها کرده و یاماچ می گوید:« می خوام بدونم پشتش کیا هستن بعد حساب همشون رو یه جا برسم. بذار آدماشو جمع کنه. اما باید تعقیبش کنیم.»

سلیم درباره ی وضعیت کاراجا با عمو مشورت می کند و عمو می گوید:« ادریس هم با دست خودش کسی که خیلی دوست داشت رو کشت. چند ماه اول با کسی حرف نمی زد و به این ور اون ور حمله می کرد. به خودش آسیب می زد. کم کم یاد گرفت با اون درد زندگی کنه و شروع به حرف زدن کرد. کاراجا باید حرفشو بزنه.»

صفا آدمهایش را جمع می کند و برای نجات دادن خودش از پدرش کمک می خواهد. افراد محله ی گودال که تعقیبش کرده اند آدمهای صفا را گیر می اندازند و آنها را کتک می زنند. صفا چند ساعتی از مکانی به مکان دیگر فرار می کند و در همه طرف با جوانهای محله ی گودال رو به رو می شود. در یکی از مکانها وارتولو و یاماچ او را گیر می اندازند و یاماچ شروع به کتک زدن صفا می کند و دندانهای او را می شکند و بعد از اینکه کارش تمام شد به صفا می گوید:« تو فکر می کنی پادشاهی چون مامان بابات اینجوری بزرگت کردن. حالا برو به بابات بگو که فهمیدی نه تنها پادشاه نیستی بلکه آدم هم نیستی.» او و وارتولو موقع بیرون آمدن با جوانهای محله رو به رو می شوند و می فهمند که آنها هم برای کمک به فیدان به حساب آدمهای صفا رسیده اند. متین و مکه جلو می آیند و یاماچ را در آغوش می گیرند چون متوجه شده اند که او هنوز هم برای کمک کردن به محله هر کاری می کند. یاماچ از اینکه هم محله ای ها کم کم دارند او را می بخشند خوشحال می شود.

وارتولو و یاماچ که قبلا توسط رشید فضل الله تهدید شده اند که اگر اسکندر بمیرد به گودال حمله خواهد کرد، به خانه ی دکتر سلامی می روند تا از وضعیت اسکندر با خبر شوند. دستیار دکتر در آنجاست و درمورد وضعیت اسکندر به آنها می گوید که معلوم نیست زنده می ماند یا نه. این خبر وارتولو و یاماچ را فعلا بلاتکلیف نگه می دارد. چند روز پیش در شبی که آریک به اسکندر شلیک کرده بود، اسکندر بخاطر جلیقه ی ضد گلوله ای که وارتولو به او داده بود زنده ماند و یاماچ او را به خانه ی دکتر سلامی رساند.

۰
HeartHeart
0
HahaHaha
0
LoveLove
0
WowWow
0
YayYay
0
SadSad
0
PoopPoop
0
AngryAngry
Voted Thanks!

Leave a Comment